ورود ثبت

وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

تکمیل کردن تمام فیلدهای مشخص شده با (*) لازم است.
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
ایمیل *
تایید ایمیل *
کد امنیتی *

دانلود کتاب

  

  

دانلود رایگان کتاب با لینک مستقیم

 کتاب، مقاله و مطلب خود را در 30000 عنوان کتاب، مقاله، مجله و ... سایت روبوک جستجو و با لینک مستقیم دانلود نمایید.

با توجه به بالا بودن تعداد کتاب ها، اگر موفق به پیدا کردن کتاب خود نشدید، لطفا در جستجو جزییات بیشتری را بنویسید.

  

  

سفارش ترجمه و تایپ

سفارش ترجمه و تایپ

سه شنبه, 16 دی 1393 ساعت 12:43

آشنایی با معماری جهان

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)
آشنایی با معماری جهان - 4.7 out of 5 based on 3 votes

آشنایی با معماری جهان

معماری جهان

 فهرست عناوین

  •  معماری آمریکای میانه
  •  فرهنگ آمریکای میانه
  •  فرهنگ های پیش از کلاسیک
  •  تمئن های دوران کلاسیک آمریکای میانه
  •  تئوتی اواکان
  •  معماری مایا
  •  معماری آزتک ها
  •  تنایوکا
  •  تلاتلولکو

 این مطلب در 16 صفحه در اختیار شما عزیزان قرار داده شده است.

حجم فایل:3.09 مگا بایت

پسورد فایل: www.pupuol.com

آشنایی با معماری جهان

شیوه زندگی در مصر باستان

هر چند که بیشتر نواحی مصر باستان به شکل کویری بوده، اما رودخانه نیل هر ساله طغیان می کرده و رسوبات حاصلخیز کننده را در کرانه های اطراف خود پخش می کرده است . در این نواحی و مناطقی که با استفاده از کانالها آبیاری می شدند مردم به کشت غلات و پرورش گاو می پرداختند . در زمان درو، منطقه در اثر فعالیت مردم زنده می شد . کشاورزان غلات را بوسیله داسهای دارای تیغه های سنگی درو می کردند و کاتبان با استفاده از حروف تصویری ، میزان برداشت هر کشاورز را ثبت می کردند در طول دوران طغیان رودخانه، از کشاورزان برای ساخت بناهای بزرگ مانند اهرام، استفاده می شد.
 
درو کردن غلات

این نقاشی که بر روی دیوار یک مقبره در شهر تیبس کشیده شده ، کارگران را در حال جمع آوری محصول در کرانه های رودخانه نیل نشان می دهد. 
 
مصریان صدهاخدای مختلف مذکور و مونث داشتند، که بیشتر آنها به صورت یکی از حیوانات نشان داده می شدند. بعضی از خدایان، خدایان محلی بودند هر کدام از 42 ناحیه مصر، خدای مخصوص خود را داشتند .
خدای خورشید مهمترین خدا خدای خورشید بود. او پادشاه خدایان بود او به شکلهای مختلفی در می آمد و اسامی مختلفی داشت تحت نام آمون رع به شکل انسان در می امد و در جنگها از فرعون محافظت می کرد، با نام هاراختی رع ، به شکل شاهیین بزرگ در آسمان، متجلی می شد که او را مسئول همه مخلوقات ، مردم ، حیوانات و حاصلخیزی زمین می نامیدند .
دیگر خدایان اصلی

هر کدام از خدایان مسئول اداره یک جنبه از زندگی مردم بودند توت با سری شبیه به لک لک ، خدای عقل مصریان باستان بود . خنوم که سری شبیه به قوچ داشت بر ظغیانهای رود نیل ، نظارت داشت.
پرستش خدایان اصلی

کاهنان، خدایان اصلی را در عبادتگاههای بزرگ پرستش می کردند . جانورانی در پیشگاه این خدایان ، قربانی می شدند و کاهنان غذای تهیه شده را به رسم پیشکش ، در معبد به جا می گذارند اگر این غذاها بوسیله خدایان خورده نمی شد ، کاهنان آنها را می خوردند.
خدایان ناظر بر زندگی روزمره

خدایان معروفی نیز بودند ، که مردم تصاویر آنها را در منزل نگهداری می کردند مردم این خدایان خود را با زندگی روز مره خود مرتبط می دیدند برای نمونه بس که سرش مانند سر شیر بود خدای خانواده محسوب می شدو توورت ، الهه ای که به شکل یک اسب ابی آبستن بود ، هنگام زایمان از زنان محافظت می کرد.
حقایق ثبت شده

مراحل و روش مومیایی کردن و مراسم تدفین اجساد، در مصر باستان و مدت 70 روز طول می کشید و نوار پیچ کردن آن 15 روز به طول می انجامد. یکی از مهم ترین مراسم، مرحله باز کردن دهان بود. برگذاری این مراسم به این منظور بود که گمان می کردند به فرد مرده ، امکان تسلط یافتن بر بدنش را می دهد و او را قادر می سازد تا بعد از مرگ بخورد و بیاشامدو در اطراف قدم بزند.
مومیایی کردن

مصریان برای آماده نمودن مردگان خود برای زندگی بعد ازمرگ، آنها را مومیایی می کردند آنها برای انجام این کار، اعضا داخلی را در می آوردند و منافذ و جاهای خالی بدن را توسط شراب خرما پر می کردند بعد بدن را با نمک قلیایی می پوشاندند و انرا به مدت 70 روز به حال خود رها می کردند بعد از این مرحله، بدن را می شستند و آن را در نوار های پارچه ای می پیچند.
تابوت مومیایی

این تابوتها جسد مومیایی شده را از شر حیوانات وحشی و غارتگران مقبره ها حفظ می کردند . 
مصر در عهد فراعنه

مصر باستان بوسیله فرمانروایی به نام فراعنه؛ اداره می شد این پادشاهان قدرتمند بمانند خدایان ، پرستش می شدند به شاهزاده ای ممکن بود فرعون شود، انواع ورزشها ، فنون جنگی و شیوه حکومت بخوبی آموزش داده می شد وی پیش از فرعون شدن، میبایست برای مدتی به همراه پدرش حکومت کند.برخی از فراعه پیشین در اهرام غول پیکری مدفون شدند حال آنکه نام و یاد بسیاری از فراعنه با نگارش کتیبه هایی بر روی اوبلیسکها زنده نگاه داشته شد.
معبد در ابوسیمبل

فرعون رامسس دوم ، دستور داد این معبد را از صخره ای بلند و یکپارچه واقع در ابوسیمبل  در نزدیکی ساحل نیل ، بتراشند
 
در حدود 3100 ق.م

مصر علیا و مصر سلفی برای تشکیل حکومتی یکپارچه، متحد می شوند.

در حدود 2650 ق.م

جو سر (زوسر) فرعون مصر می شود مشاور او ، ایمهوتپ ، نخستین هرم را که سطوح جانبی آن به شکل پلکان می باشد بمثابه پلکانی به آسمان طراحی می کند.

در حدود 2575 ق.م

خوفو(خئوپس)، فرعون مصر ، هرم کبیر را در جیزه بنا می کند دو تن از جانشینان وی، خفره (خفرن) و منکور (میسرینوس) هرمهایی را در کنار این هرم می سازد . مجسمه ابوالهول نیز در همین مجموعه واقع در جیزه ، ساخته می شود .

حدود 2200 ق.م

خاندانهایی که با یکدیگر رقابت داشتند ، برای دست یافتن به حکومت مصر ، به جنگ می پردازد تجارت، هنر و صنعت رو به روال می گذارد.

حدود 2040ق.م

اشراف ساکن تیبس (تبس) بار دیگر مصر تجزیه شده را یکپارچه می سازد پایتخت از شهر ممفیس به شهر تیبس ، انتقال می یابد .

حدود 1674 ق.م

مهاجمان هیکسوس ، از اقوام چادر نشین ساکن خاور میانه ، سوار بر ارابه های خویش ، مصر را مورد تاخت و تاز قرار داده تسخیر می کنند پادشاهان آنها را با نام شبانان تاجدار می شناسند. حکومت آنان بیش از 100 سال طول می کشد.

1379 ق.م-1417 ق.م

دوران حکومت فرعون آمن هوتپ سوم ، عصر طلایی مصر محسوب گردد او پایتخت خود، تیبس را به شهری با شکوه تبدیل می سازد وکار ساخت معبد لوکسور (الاقصر) را آغاز می کند.

1379ق.م

آختانون فرعون مصر می شود او پایتخت را از شهر تیبس به مکانی در ساحل رود نیل، منتقل می سازد و مجسمه تمامی خدایان را بجز آتون ، خدای خورشید ، از بین میبرد همسرش ، نفرتی ، تی در امر حکومت، با او شریک است .

1336ق.م

توتانخامن فرعون مصر می گردد. او پرستش خدایان باستانی را دوباره رایج می سازد وی مدت کوتاهی حکومت می کند و هیچ جانشینی از خود بر جای نمی گذارد.

حدود 525 ق.م

مصر بوسیله ایرانیان ، تسخیر می گردد این کشور تا سال 404ق.م تحت حکمرانی ایرانیان، باقی می ماند.

332ق.م

اسکندر کبیر ، مصر را تسخیر می کند وی بسیاری از رسوم مصریان را در پیش می گیرد و معابد باستانی را مرمت می کند.

304 ق.م

پس از درگذشت اسکندر، حکومت مصر به دست یکی از سرداران وی به نام بطلیموس می افتاد او سلسله ای را بنیان می نهد که تا سال 30ق.م زمان خودکشی کلئوپاترا آخرین فرمانروای سلسله بطالسه دوام می یابد.
فراعنه در حدود 3000 سال بر مصر، باستان ، فرمانروایی کردند فرعون نه تنها قدرتمند ترین فرد در مصر محسوب می شود بلکه زیر دستانش وی را خدا می پندارند هر چند شواهد اندکی از دوره های خاصی از تاریخ مصر در دست می باشد، آثار و مدارکی از بسیاری از فراعنه بر جای مانده است.

توتانخامن

توتانخامن از سال 1361 تا 1352ذ ق.م فرمانروایی کرد پس از مرگ آختاتون ، پرستش خدایان دیگر را دوباره رایج ساخت شهرت وی بیشتر به خاطر مقبره اش می باشد این مقبره مملو از گنیجه های دست نخورده ، در سال 1922 میلادی بوسیله یک باستانشناس انگلیسی به نام هواردکاتر ، کشف شد.
جو سر

جوسر (زوسر) که در سال 2650 ق.م به قدرتمند به قدرت رسید ، معمار زیر دست خویش ، ایمهوتپ ، را مامور ساخت تا نخستین هرم را در سقاره بسازد این بنا که سطوح جانبی آن به جای اینکه شیب دار باشد به شکل پلکان ساخته شده است یک هرم تمام عیار محسوب نمی گردد با این وجود بنای یادبودی ، جالب توجه و یکی از نخستین بناهای سنگی عظیم ، به شمار می رود.
خوفو

خوفو، که حکومتش از 2575 ق.م آغاز گردید، هرم کبیر را �که بزرگترین هرم در مصر و چه بسا عظیم ترین بنای متعلق به دنیای باستان محسوب می گردد � در جیزه ، بنا نهاد 
هاتشپسوت

ملکه هاتشپسوت از 1503 تا 1482 ق.م فرمانروایی کرد قرار بود به عنوان نائب السلطنه در خدمت نا پسری خود توتموس سوم باشد ولی قدرت را برای خود قبضه کرد و نخستین فرمانروای زن، در مصر باستان گردید. 
توتموس سوم

توتموس سوم ( از 1503 تا 1482 ق.م) قلمرو امپراتور مصر را به منتهی وسعت خود ، رساند هر چند 20 سال از دوران حکومت خود را تحت نفوذ ملکه هاتشپسوت ، سپری نمود.
آخناتون

آخناتون از 1379 تا 1362 ق.م فرمانروایی کرد تنها بر پرستش خدای خورشید، آتون اصرار می ورزید وی به همراه همسرش ، ملکه نفرتی تی ، پرستش خدایان دیگر را ممنوع کرد.
رامسس دوم

رامسس دوم از 1304 تا 1237 ق.م فرمانروایی کرد به مدت 67 سال فرعون مصر بود وی بنا های یادبود و معابد فراوانی ساخت، که بسیاری از آنها با مجسمه های غول پیکر خودش تزیین شده اند.
توتانخامن

توتانخامن در حدود 9 سالگی فرعون مصر می شود . اما دوران حکومت او (1352 قبل از میلاد تا 1361 قبل از میلاد) کوتاه بود و در سن 19 سالگی از دنیا رفت. هیچ کس از علت مرگ او در سن جوانی آگاه نیست . اما صدمه وارده به جمجمه او ، احتمال کشته شدن او را مطرح می کند .

نقاب مومیایی

در نوامبر 1922 م باستانشناس انگلیسی ، هاوارد کارتر،قبر توتانخامن را کشف کرد . نقاب این فرعون که از طلا ساخته  شده ، بیش از 10 کیلوگرم (22 پوند) وزن دارد
 
حقایق ثبت شده

مقبره معروف توتانخامن واقع در دره فراعنه ، در سال 1922 کشف گردید در این مقبره تعداد زیادی اشیاء از اثاث چوبی ظریف گرفته تا آلات موسیقی و جواهرات، برای استفاده فرعون در زندگی پس از مرگ ، جای داده شده است بسیاری از این اشیا از طلای یک پارچه ساخته شده اند و یا با روکشی از ورقه های نازک طلا ، تزیین شده اند . تنها، تابوت درونی که جنازه این فرعون جوان را در خود جای داده بود از 90 کیلو گرم (198 پوند) طلای ناب ، ساخته شده است.

مقاله ای در مورد معماری سنتی

مواد و مصالح ساختمانی در هر دوره از تاریخ معماری ایران، سبک و سیاق و شکل خاصی به معماری بخشیده به گونه ای که در صورت بررسی مواد و مصالح بناهای متعلق به دوره های مختلف تاریخی،‌ می توان میزان دسترسی معماران و استادکاران به امکانات ساخت و احداث بنا را مورد بررسی قرار داد.
«علی رضا بهرمان» کارشناس ارشد مرمت و استاد دانشگاه که در پروژه های بزرگی مانند کارگاه مرمت کاخ شهربانی، مسجد سپهسالار، مرمت سنگ و تزیینات بنا را برعهده داشته در حوزه تزیینات معماری بناهای تاریخی متخصص است در مورد تزیینات و مواد و مصالح به کار رفته شده در معماری دوران قاجار و پهلوی اول می گوید: 
آغاز معماری ایران به چه دوره ای بر می گردد؟

- ایرانیان به لحاظ شرایط اقلیمی ویژه کشور اغلب برای ساخت بناها از مصالح و مواد مقاوم بهره می گرفتند و بر همین اساس در زمینه ساخت بناها تبحر کافی پیدا کردند و به سرعت توانستند به هنر معماری در معنای واقعی آن دسترسی پیدا کنند. چنانچه آثار و ابنیه تاریخی به جای مانده از تاریخ کهن ایران مانند چغازنبیل نشانی از این حکایت است. همچنین در دوره های پارتی و ساسانی سبک و سیاق معماری سنگی به شناخت بهتر مواد و ساخت بناهای عظیم، طاق ها و کتیبه ها منجر شد که این روند در اواخر دوره ساسانی به شکل کاملی بروز پیدا کرد. با آغاز دوره اسلامی روند معماری ایران پویاتر شد تا جایی که در دوره سلجوقی، با تکمیل شدن مباحث سازه ای،‌ معمارها فرصت پیدا کردند تا از آجر، ملاط و تزیینات در ساخت بناها استفاده کنند که این هنر به ویژه در دوران اسلامی، در سطوح عالی آن به چشم می خورد. در اواخر دوره مغول اطلاعات مربوط به سازه و بنا تکمیل و معماری بنا از نظر فضاها کامل شد و بناهای به جا مانده از این دوره به عنوان یکی از کامل ترین نمونه های فضاهای معماری شهری، جلوه گر شد. پس از مغول و در دوران تیموریان کاشیکاری با سبک و سیاق کاشی معرق و به شکل بی نظیر به کار گرفته شد که این سبک در دوره صفویه نیز ادامه پیدا کرد، در این دوره سرعت ساخت و ساز استفاده از کاشیکاری هفت رنگ را جایگزین استفاده از کاشی های معرق کرد.
در دوره قاجار با چه شکل خاصی از معماری و تزیینات بنا روبرو هستیم؟ 

- سبک های آذری و اصفهانی که به ویژه در دوران صفویه و با استفاده از کاشی های هفت رنگ و لعاب های رنگارنگ معمول بود،‌ به دوران قاجار نیز راه یافت و به ویژه بهره گیری از سبک اصفهانی در بناهای عام المنفعه و مذهبی کاملا مشهود بود.
در دوره های میانی قاجار، تحولات جهانی و گسترش صنعت در جهان بر بخش هایی از معماری ایران تاثیر گذاشت به طوری که با آغاز قرن ۱۹ نوعی آمیختگی معماری اصیل ایرانی با معماری مدرن، به چشم می خورد.
اختراع ماشین و احداث کارخانه ها، تولید انبوه و به دنبال آن تولید مواد و مصالح جدید ساختمانی از جمله آهن را به دنبال داشت، که با تولید آهن به طور انبوه‌، معماران از این ماده جدید در ساخت و ساز و احداث بناها استفاده کردند.
* حضور معماری مدرن و تلفیق آن در معماری کهن ایرانی تا چه میزان بر هویت معماری ایرانی تاثیر گذاشت و آیا در این دوره بناهایی را می توان شاهد بود، که هنوز تاثیر معماری اصیل ایرانی بر ساختارشان به طور کامل دیده شود؟

- معماری مدرن به راحتی در زوایای معماری کهن ایرانی رخنه کرد به طوری که در معماری بناهای دوران قاجار تاثیر این سبک معماری به وضوح دیده می شود، اما به هر حال تاثیر معماری مدرن بر بناهای سنتی، همچون سایر بناها نبود. برای مثال می توان از مسجد سپهسالار نام برد که هر چند ساخت آن به اواسط دوره قاجار و تاثیر معماری مدرن بر معماری آن روز ایران باز می گردد، اما بنای مسجد، در قالب یک مکان مذهبی،‌ نمایانگر ارزش های معماری اسلامی و ایرانی است. هر چند مسجد سپهسالار براساس طرح ها و نقشه های یکی از نخستین فارغ التحصیلان ایرانی در حوزه معماری از اروپا ساخته شد اما در این بنا سبک اصفهانی با تزیینات اسلامی قابل مشاهده است. 
تغییر در ساخت و ساز بناهای جدید در دوره قاجار چگونه به وجود آمد؟

- تغییر در مواد و مصالح معماری،‌ تغییر در شکل و ساختار معماری بناها را در این دوره به دنبال داشت. به گونه ای که با توجه به تغییرات ایجاد شده در عصر صنعت و نیاز به امکانات جدید شهری، ساخت برخی از بناها از جمله ایستگاه های راه آهن، نمایشگاه ها و کارخانه ها از سوی معماران مورد توجه قرار گرفت. 
تلفیق سبک معماری کهن ایران و معماری مدرن چگونه صورت گرفت؟

- به دنبال سفر شاهان قاجار به اروپا به علاقه آنان به ساخت بناهایی مشابه آنچه در فرنگ دیده بودند، منجر شد و پس از آن معماران ایرانی با بهره گیری از تصویر کارت پستال هایی که شاهان قاجار از بناهای اروپایی به ایران آورده بودند،‌ بناهایی را احداث کردند که نشانگر تلفیقی از معماری کهن ایران و معماری مدرن اروپایی بود. به ویژه در دوره امیرکبیر، نخست وزیر اصلاح طلب دربار قاجار با نگرش های نورپردازانه تحولاتی در سیمای شهر تهران به وجود آورد، که از جمله این تحولات می توان به سامان دهی میدان ارگ و احداث میدان توپخانه و بناهای جدید اشاره کرد.
وضعیت معماری اواخر دوران قاجار به چه شکل بود؟

_ در اواخر دوران قاجاریه حضور معماری اروپایی در فضاها و در تمامی بخش های ساختمان ها به چشم می خورد. معماران اروپایی در این دوران به ساخت بناهایی در ایران پرداختند که شکل ظاهری و معماری آن با بناهای پیشین ساخته شده در ایران متفاوت بود. در اواخر دوران قاجار و به ویژه با به قدرت رسیدن رضاخان استفاده از مواد و مصالح جدید که در اروپا رایج بود، جایگاه ویژه ای در معماری پیدا کرد که پس از پنج سال و با تشویق و حمایت رضاخان معماران ایرانی از این مواد و مصالح جدید برای ساخت و احداث بناها استفاده کردند.
در دوران حضور رضاخان در ایران چه شکل خاصی از معماری در بناهای ساخته شده در آن دوران به چشم می خورد؟

_ در دوره رضا شاه با توجه به نگرش هایی که وی به سیستم اداری و حکومتی در ایران داشت، تلاش شد سامان دهی شکل اداری حکومتی ایران منطبق با اشکال موجود در اروپا باشد. در نخستین گام احداث ساختمان هایی که پاسخگوی شرایط جدید اداری باشند در قالب سه نوع متفاوت کاربری اداری، آموزشی و صنعتی مورد توجه قرار گرفت. 
چه بناهای خاصی در دوره رضا شاهی که نمایانگر شکل اداری جدید در ایران است، به وجود آمد؟

_ احداث کارخانه های مختلف از جمله کارخانه نساجی در دوره رضا شاهی و دیگر بناهای اداری، شکل خاصی از معماری و استفاده از مواد و مصالح اروپایی را به دنبال داشت، به خصوص حضور سبک نئوکلاسیک در این دوره در احداث بناها مشهود است و از آنجا که در این دوره براساس اعتقادات ناسیونالیستی سران حکومتی، بازگشت به معماری دوران پرشکوه تاریخ ایران از جمله دوره هخامنشی و ساسانی مد نظر قرار گرفت. برای مثال یکی از شرط های گزینش طرح های ارایه شده از سوی معماری برای ساخت بناهای اداری و دولتی در این دوره میزان توجه به عناصر معماری تزیینی دوران پیش از اسلام و به ویژه دوره هخامنشی و ساسانی بود.
چه بناهای شاخصی از دوران حکومت رضاخان و با توجه به اصول معماری نئوکلاسیک (تلفیقی) در ایران به جای مانده است؟‌

_ کاخ شهربانی سابق، اداره پست، ساختمان شرکت نفت ایران و انگلیس و ساختمان بانک ملی، به عنوان بناهای شاخص به جای مانده از معماری دوران رضاشاهی مطرح هستند. 
در دوره پهلوی دوم چه شکل خاصی از معماری به چشم می خورد؟

_ در دوران پهلوی دوم وجود مصالح جدید ساختمان سازی در ایران و به ویژه کاربرد سیمان که تا آن زمان ماده ای ناشناخته بود، امکانات ویژه ای را در زمینه احداث بناها در اختیار معماران قرار داد. سیمان از سال ۱۳۰۵ از سایر کشورها به ایران وارد شد که در سال ۱۳۱۲ و با توجه به نیاز تولید سیمان در داخل کشور نخستین کارخانه سیمان در ایران احداث شد. 
استفاده از مواد و مصالح جدید و به ویژه سیمان چه امکانات ویژه ای را در اختیار معماران قرار داد؟

_ این ماده به سرعت از سوی معماران، استادکاران و مهندسان ایرانی مورد توجه قرار گرفت به گونه ای که در سال ۱۳۱۳ و تنها یک سال پس از احداث کارخانه سیمان، شیوه های مختلفی برای استفاده از این ماده ساختمانی از سوی معماران ابداع شد و همچنین این ماده در احداث تندیس ها و مجسمه ها، بناهای دولتی و اداری از جمله کاخ شهربانی مورد استفاده قرار گرفت. 
استفاده از شیشه چه تغییراتی را در معماری ایران به وجود آورد؟

_ در قرن ۱۹، در اروپا و به لحاظ نیاز شدید معماری به ساخت فضاهای گسترده مثل نمایشگاه ها دیگر استفاده از مواد و مصالح سنگی یا آجری پاسخگو نبود بنابراین ضرورت ساخت سقف ها و سازه های فلزی از سوی معماران مورد توجه قرار گرفت که به منظور استفاده از پوشش های سبک برای پوشاندن این سازه های فلزی، شیشه به عنوان ماده ای مقاوم از سوی معماران اروپایی مورد استقبال قرار گرفت.
در اوایل قرن ۱۹، تولید شیشه به شکل انبوه و صنعتی آن در اروپا آغاز شد و پس از مدتی رضاخان، به منظور استفاده از شیشه در ساخت بناهای جدید، کارخانه شیشه و بلور کرج را احداث کرد. در همین دوران استفاده از سنگ نیز از سوی معماران مورد توجه قرار گرفت.
بهره گیری از سنگ به عنوان یکی از مصالح ساختمانی که از گذشته نیز توسط معماران به کار گرفته می شد در دوره پهلوی اول در معماری بناها چگونه مورد استفاده قرار گرفت؟

_ در دوره پهلوی اول، بهره گیری از برخی مواد و مصالح ساختمانی که از گذشته نیز معمول بود، بار دیگر از سوی معماران و استادکاران مورد توجه قرار گرفت به ویژه در دوره پهلوی اول و بازگشت به سبک معماری دوران هخامنشی و ساسانی، استفاده از سنگ در بناهای این دوره مشهود است، ساختمان سینگر که در امتداد خیابان سعدی به سمت میدان امام خمینی قرار گرفته است به عنوان یکی از بناهای شاخص که در احداث آن به استفاده از سنگ توجه شده، مطرح است.
* پرداختن به نمای داخلی بنا در دوران قاجار به چه صورت انجام می شد؟
_ در زمینه تزیینات معماری نمای داخلی بناها، در اوایل دوران قاجار استفاده از گچ بری و کاشیکاری در نماهای داخلی بناها مشهود است، اما با عبور از این دوره به ویژه با ورود به دوران پهلوی اول و دوم، استفاده از تزیینات پیچیده در فضاسازی داخلی کاهش پیدا می کند تغییر در میزان به کار بردن تزیینات داخلی بنا، با توجه به افزایش سرعت ساخت و ساز و استفاده از مواد و مصالح جدید در احداث بناها، به وجود آمد. برای مثال در کاخ شهربانی استفاده از گچ بری تنها در سرستون های بنا دیده می شود.
بزرگان معماری

مصاحبه با استاد زمرشیدی
اشاره: استاد محمد حسین زُمرشیدی ازپیشکسوتان هنر معماری و از اساتید برجسته معماری سنتی ایران است.
۲۱ کتاب در زمینه عمران، ۱۰ کتاب در زمینه معماری و ۲۵ مقاله در زمینه های فوق، حاصل کار وی است.
استاد زُمرشیدی در حال حاضر استاد ممتاز دانشگاه شهید رجائی، عضو فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی واز چهره های ماندگار کشورمان می باشد.
از کُتب موفق ایشان می توان به ” مسجد در معماری ایران ” ، ” طاق قوس در معماری ایران” ، ” نقش آجر و کاشی در نمای مدارس” ، ” معماری ایرانی و مصالح شناسی سنتی “، ” رسم فنی و نقشه کشی سنتی ” و پیوند و نگاره در آجر کاری اشاره نمود.
گفتگوئی با این استاد برجسته داشته ایم ؛
تبیان : استاد، چگونه به هنر معماری سُنتی روی آوردید؟
شغل پدرم بنائی و معماری بود. من نیز پس از گذراندن دوره ابتدایی، خود به خود به شغل وی علاقمند شده و همراه پدرم در بُقعه خواجه ربیع مشهد که یکی از آثار بسیار ارزشمند ایران می باشد، به فراگیری رموز معماری سنتی پرداختم. در آن زمان روزها کار می کردم و شب ها در مدارس شبانه درس می خواندم. مدتی هم کار بنائی انجام دادم. سپس به تهران آمده و در هنرستان صنعتی تهران (ایران وآلمان سابق) به عنوان استاد کار آموزشی به تدریس عملی رشته ساختمان پرداختم. مدتی هم هنرجوی شبانه رشته ساختمان بودم که در این رشته فارغ التحصیل شدم. در سال ۱۳۵۰ بود که در بین شرکت کنندگان اخذ بورسیه آلمان نمره ممتاز را کسب نمودم و عازم آلمان شدم و در رشته عمومی ساختمان و تربیت دبیر فنی، فارغ التحصیل شده و سپس به تهران بازگشتم و تاکنون کتب و مقالات بسیاری در زمینه معماری تألیف نموده ام.
تبیان : اساتید شما در رشته معماری سُنتی چه کسانی بودند؟
اولین استاد من پدرم بود که آن گنبد ” خواجه ربیع ” یادگار جاودانه اوست. همچنین مهدی تشکری اصفهانی، جواد تقوایی، علی ناجی از اساتید با خدا، هنردوست، ساده و بی آلایش آن زمان بودند که من در محضر آنان شاگردی کردم.
تبیان : چه خاطراتی از دوران هنرجو بودن خود به یاد دارید؟
یکی از خاطراتی که از زمان هنرجو بودن خود به یاد دارم دارم این است: زمانی که در آلمان بودم روی تخته شاسی ۱۲۰ در ۸۰ ، نقش های بسیار زیبایی رسم می کردم و چون استادم همیشه از من تعریف و تمجید می کرد ، دانشجویان آنجا به من حسودی می نمودند و دائماً با من دعوا می کردند. گاهی هم مُشت نثار من می کردند و نیّت شان هم این بود که مرا وادار کنند که به رَسّامی نقوش ادامه ندهم. روزی این مطلب را به مدیر اطلاع دادم. او چون بسیار به کارهای من علاقه داشت، آنها را به مدت سه ماه به کارگاه تبعید کرد. سرانجام بعد از یک ماه با وساطت خودم آنها را به کلاس باز گرداند. این، یکی از خاطرات شیرین بنده از دوران هنرجو بودن است.
تبیان : ارتباط گرافیک با معماری سُنتی چیست؟
در مجموع، گرافیک و معماری تفکیک شده هستند. گرافیک شامل خط ، نقاشی، هنرهای تجسمی و ترسیمات خاص خویش است و فقط درمورد هندسه نقوش با هم ارتباط دارند. حال آنکه معماری سُنتی یک رشته جوان و اقیانوسی از ترسیمات و نُقوش مختلف است.
تبیان : استاد، با توجه به قدمت معماری سُنتی، این هنر درچه ادوار تاریخی بیشتر معمول بوده است؟
در صدر اسلام، بناهای خشتی بسیار زیادی ساخته می شد مانند مسجد فهرج یزد که مربوط به نیمه اول قرن اول هجری است. دوران سلجوقی، دورانی است که نماها بیشتر آجری می شود و کار گِلی زیاد می شود، کاشی سازی نیز مطرح می شود و گچبری نیز آن زمان به بهترین شکل نمایان می شود. در حقیقت دوران سلجوقی، زمان گسترش علم و فرهنگ و رابطه بین مسلمانان ایران و علویون مصر است که معماری سُنتی در آن زمان پیشرفت بسزایی می نماید. متأسفانه بعد از حمله مغول بسیاری از این بناها خراب شد. در دوران ایلخانی نیز توسط غازان خان وسلطان محمد خدابنده و اعقابشان، کارهای هنری بسیاری در تبریز و زنجانیه انجام شد که می توان به” گنبد سلطانیه” ، “مسجد الجایتو” و “مدرسه حیدریه” اشاره نمود. سپس تیمورلنگ است که بعد از تخریب، هنرمندان را مشتاقانه رشد می دهد تا آن جایی که می بینیم فرزندانش مثل شاهرخ میرزا و بایسنقرمیرزا از بهترین خطاطان ثُـلت نویس و محقق نویس زمان خود می شوند. سمرقند در دوره تیموری مرکز هنر دنیا می شود که همه هنرمندان در آنجا جمع می شوند و ما می دانیم که بهترین و عالی ترین طاق پوش ها و کاشی کاری ها در زمان تیمور بوده است و مساجدی همچون بی بی خاتون (عیال تیمور)، مسجد کبود، مسجد گوهرشاد و… در آن زمان ساخته می شوند و هنر معماری سُنتی جلوه خاصی به خود می گیرد.
یکی دیگر از دوران هایی که معماری سُنتی رونق فراوانی داشته، دوران صفویه است. همین بس که ۹۹۹ کاروان سرای سُنتی و بسیاری ازبناهای سُنتی دیگردر آن زمان ساخته می شود. در دوران نادری نیز با اینکه ایران درگیر کشمکش های بسیاری بوده، باز کارهایی در این زمینه انجام شده است. در دوره زندیه نیز فعالیت های هنری زیاد بوده است. در اوایل دوره قاجاربا توقف روبروهستیم، ولی باز دگربار هنر شکوفا می شود و معماری های جالبی مانند کاخ گلستان، کاخ فیروزه، کاخ صاحبقرانیه، باغ ارم شیراز و …. در این زمان بنا می شود.
تبیان : معماری مدرن چه تأثیری برروی معماری سُنتی گذاشته است؟
واقعاً جای بسی تأسف است که با اینکه معماری سُنتی ما از غنای بسیار بالایی برخوردار است و محاسن و زیبایی آن نیز بر هیچ کس پوشیده نیست، امروزه کمتر به کار می رود. ما امروز شاهد آن هستیم که ساختمان ها با قد و قواره های گوناگون و بدون طرح و معماری اصولی ساخته می شوند و چهره سُنتی شهرها را از بین می برند. من فکر می کنم چون ساخت بناها بصورت مدرن، هزینه کمتری در بردارد، بسیاری ازمردم به این سو کشیده می شوند. امروز در مواردی نادر همچون مساجد، آن هم به مقدار ناچیزی، بناها بصورت سُنتی ساخته می شود. این مشکل بزرگی برای جامعه امروزی ماست و واقعاً این سئوال مطرح می شود که چرا باید نفوذ معماری مدرن غرب، اینطور فرهنگ و هنر ما را به خطر بیندازد.
تبیان : وضعیت تدریس این رشته را در هنرستان ها و دانشگاهها چگونه ارزیابی می کنید؟
یکی از مشکلات رشته معماری این است که هزینه چاپ کُتب مربوطه بالاست. کاغذها گلاسه و چاپ آنها عموماً رنگی است، بنابراین ناشری زیر بار چاپ آن نمی رود. دانشجو نیز به علت هزینه های گزاف این رشته، گاه از ادامه آن منصرف می شود. وضعیت تدریس نیز نسبتاً خوب است و می توان گفت این رشته جایگاه خاصی در مراکز آموزشی دارد.
تبیان : به نظر شما هنر، چه تأثیری در دیندار نمودن مردم به ویژه نسل جوان می تواند داشته باشد؟
وقتی یک گل ُرز، یک پیچک مو، یک نقش ترنج و نقش یک طاووس را در کاشی کاری و یا حتی در یک فرش می بینیم، ناخود آگاه به یاد ذات مقدس الهی می افتیم. معماران و بناهای سُنتی ما وضومی گرفتند و بعد روی داربست می رفتند و کار می کردند و با عشق به خدا به خَلق آثار هنری می پرداختند. این جمله همیشه در همه ادوار تداعی شده که خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد، هنرِ هنرمندان ما ارتباط عمیقی با دین مبین اسلام داشته و در نقش های اسلیمی و تذهیب به خوبی می توان آنرا مشاهده کرد. پس با ابزارهنر می توان گام های بلندی در جهت گسترش دین اسلام برداشت و این لازمه همّت بلند هنرمندان این مرز و بوم است.
تبیان : استاد، بنظرشما یک نخبه هنری چگونه باید باشد؟
نخبه هیچگاه به مادیات فکر نمی کند و همیشه از خود گذشتکی دارد و با عشق، علاقه و ایمان به خلق آثار هنری می پردازد و تجربیات خود را نیز به دیگران می آموزد. هرکسی نمی تواند نخبه شود، برای نخبه شدن باید از خیلی چیزها گذشت.
تبیان : از برقراری ارتباط مردم به ویژه با جوانان در قالب یک وب سایت، چقدر استقبال می کنید؟
کار نو و جالبی است. با توجه به اینکه اینترنت یکی از فناوری های نوین جهان امروز است، معرفی مفاخر فرهنگی و هنری دراین قالب ضروری بنظر می رسد. بنده در حد استعداد خویش هرگونه همکاری که در زمینه ارائه اطلاعات و پیشنهاد باشد، مضایقه نخواهم کرد و از این طرح نیز استقبال خواهم نمود.
ساخت مسجد با بهره گیری از معماری سنتی رو به فراموشی است

رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان کهکیلویه و بویراحمد با اشاره به اینکه طی چند دهه اخیر کمتر از معماریهای سنتی در مساجد استفاده می شود، اظهار داشت: معماریهای سنتی با سبک و سیاق معنوی عامل مؤثری برای جذب و جلب مردم به مساجد، این مکان مقدس است که به نظر می رسد ساخت مسجد با بهره گیری از معماری سنتی و فضای معنوی، رو به فراموشی است .
حجت الاسلام موسوی اطهر رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان کهکیلویه و بویراحمد در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه در معماری سنتی به کیفیت بنای مساجد و ساختمان آن توجه ویژه ای می شود، اظهار داشت: معماری سنتی یکی از عوامل جذب، جلب و مشارکت عمومی به شمار می رفت.
وی به مساجد معتبر و زیبا اشاره کرد و گفت: در ایران مساجدی با معماری بسیار زیبا و عالی وجود دارد که با گذشت چندین دهه از بنای آنها به علت جذابیت و زیبایی مردم از آنها دیدن می کنند، زیرا در معماری آنها دوری از تجمل، تزئینات ظاهری و معنویت عمیق به چشم می خورد.
حجت الاسلام موسوی اطهر با اشاره به وجود مساجد موجود در زمان حضرت محمد (ص) تصریح کرد: در آن دوره اصل را بر بنای سادگی مساجد گذاشتند و به دنبال تشریفات و تزئینات ظاهری که اینک در مساجد دیده می شود، نبودند به همین سبب مساجد از رونق و جذب بیشتری برخوردار بود.
رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان کهکیلویه و بویراحمد با بیان اینکه اسلام با تجمل در حد معقول مخالفتی ندارد، اما اگر از تزئینات اهل دنیا استفاده شود مخالف با ارزشهای اسلام است، افزود: مساجد در گذشته از کاشیکاریهای زیبا، آیات قرآنی، روایات، احادیث، اسامی ائمه برخوردار بودند که بستری مناسب برای ایجاد فضایی معنوی و جذب مردم را فراهم می آوردند. اما امروزه مساجد هیچ نشانی از معماری گذشته و سنتی ندارند و به نظر می رسد به کارگیری معماری سنتی در مساجد رو به فراموشی است .
وی افزود: اگر در بنای مساجد تغییر و تحول ایجاد شود و از معماریهای خاص گذشته بهره گرفته شود، شاهد جذب و جلب مردم به سوی مساجد خواهیم بود . در این راستا می توان با کاشیکاریهای جدیدتر، نوشتن و حک کردن آیات قرآنی مربوط به مسجد، احادیث و روایاتی در این زمینه به کیفیت آنها کمک کرد.
حجت الاسلام موسی اطهر این اقدام را نه تنها زمینه ای برای جذب مردم به مسجد توصیف کرد، بلکه این فعالیتها را تبلیغات وسیع و گسترده ای در خصوص قرآن و آیات آن عنوان کرد.
خبرنگار گروه علمی ایرنا برای کسب نظر کارشناسان ساخت و ساز و معماری کشور درباره وضع کنونی معماری و نحوه نظارت و استفاده از مصالح ساختمانی ،ایمنی ساختمان و تاثیر ساخت و سازها در زیبایی شهرها، با چند تن از آنان گفت و گویی انجام داده است.
دبیرکمیته بزرگداشت هفته معمار و عضو “هیات امنای انجمن مفاخرمعماری ایران” در نشستی با خبرنگار گروه علمی ایرنا گفت: امروزه از هر عاملی که موجب تخریب محیط زیست و نزول صیانت از میراث نسل‌های آینده کشور می‌شود، باید به شدت مراقبت کنیم و از منابع باقیمانده با هشیاری و درک مسوولانه برای انتقال به نسل آینده پاسداری کنیم.
“محمدتقی رضایی حریری” گفت: کمبود ضوابط و قوانین در کشور محسوس است و دربرنامه چهارم توسعه و سایر برنامه‌های بلند مدت کشور باید تصمیمات و نقطه نظرها مورد بازبینی و کارشناسی دقیق‌تر قرار گیرد.
به عقیده وی، اینک در زمینه معماری و شهرسازی فاقد راهبردهای اجرایی برای دستیابی به توسعه پایدار هستیم.
حریری که دکترای فیزیک ساختمان و دارای مدرک فوق لیسانس معماری است می‌گوید: امروزه بیشتر قوانین و مقررات در خصوص محیط زیست و ساختمان‌سازی فقط بر روی کاغذ نوشته و تدوین شده‌اند، اما متاسفانه هیچ کدام از آنان در عمل به اجرا در نمی‌آیند.
وی تصریح کرد: متاسفانه بسیاری از اصول در راستای ایمنی، صرفه‌جویی در مصرف سوخت، نما و بسیاری مسایل دیگر در ساخت و ساز مورد توجه قرار نمی‌گیرد، به عنوان مثال پوسته خارجی ساختمان باید حدود ۲۰ سانتیمتر باشد در حالی که عملا می‌بینیم ساختمان‌هایی که ساخته می‌شوند ضخامت پوسته آنان بین پنج تا ۱۰ سانتیمتر است.
به گفته وی ، به علت ساخت و سازهای نامنظم به خصوص در تهران ، “خط- آسمان پایتخت” به هم خورده و تهران به شهری “بدون چهره” تبدیل شده که این مسال نیازمند کنترل و دقت بیشتر مسوولان و دست اندرکارساخت و سازهاست.
وی همچنین بااشاره به برج‌های ساخته شده در تهران گفت: ساخت این برج‌ها باعث تغییر آب و هوای تهران شده به گونه‌ای که هم‌اکنون تهران از آب و هوای خشک به شرجی تبدیل شده، زیرا وجود برج‌ها در ارتفاعات باعث جلوگیری از نفوذ باد و هوای خنک ارتفاعات به سمت پایین می‌شود.
رضایی حریری همچنین در خصوص استفاده از شیشه‌های دوجداره در ساختمان‌ها برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی اظهارداشت: ضریب انتقال حرارتی شیشه یک جداره ۵/۷ وات برمترمربع کلوین (درجه حرارت)است درحالی که‌این رقم درشیشه دوجداره به ۲/۹ می‌رسد، بنابراین استفاده صحیح از شیشه‌های دوجداره درساختمان تا حد زیادی از هدر روی انرژی جلوگیری می‌کند.
وی با بیان اینکه حدود ۴۵ تا ۵۰ درصد انرژی از طریق درز پنجره‌ها هدر می‌رود تصریح کرد: اگر درز پنجرها عایق کاری نشود استفاده از شیشه‌های دو جداره نیز تاثیر چندانی در حفظ انرژی نخواهد داشت.
عضو هیات امنای انجمن مفاخر ایران خاطرنشان کرد چند سالی است استفاده از شیشه در نمای ساختمان‌ها بیشتر دیده می‌شود که متاسفانه درصد زیادی از آنان به صورت صحیح و علمی مورد استفاده قرار نمی‌گیرند.
وی گفت: سه نوع شیشه معمولی، لامنیت و سکوریت در نماها استفاده می‌شود که فقط شیشه سکوریت مناسب برای استفاده در نما است. چون دو نوع دیگر درمقابل حوادث طبیعی مانند زلزله به طرز بسیار خطرناکی می‌شکنند و درصد مرگ ومیر توسط آنان بسیار بالا است در حالی که شیشه سکوریت فقط پودر و در نهایت باعث زخمی شدن افراد می‌شود که این مشکل هم با رعایت نکات کامل ایمنی و علمی در نصب آن از بین می‌رود.
رضایی حریری در پایان تصریح کرد: معماری یک علم است، اما متاسفانه دست‌اندرکاران ساخت و ساز بااین علم زیاد سرو کارندارند و فقط به فکر کمیت در ساخت وساز هستند و کیفیت برایشان ازاهمیت چندانی برخوردار نیست که این مساله در دراز مدت به معضل تبدیل خواهد شد.
یک عضوهیات علمی مرکزتحقیقات ساختمان و مسکن نیز در گفت وگویی با خبرنگار علمی ایرنا درباره مساله ساختمان‌سازی در کشور اظهار داشت:
ظهورساختمان‌های بلند مرتبه و در برخی موارد غیراستاندارد در جامعه متاثر از شرایط آن جامعه و نتیجه افزایش بهای زمین و نوآوری‌های فنی است.
مهندس “ژاله طالبی” افزود: کشور ما نیز مانند دیگر کشورهای دنیا و با انگیزه صرفه‌جویی در مصرف زمین در مراکز شهرهای بزرگ به ساخت ساختمان‌های بلندمرتبه روی آورده، اما شرایط و نظام لازم و توجه به مسایل علمی در ساخت آنها را فراهم نیاورده است.
وی اظهار داشت: متاسفانه در برخی موارد ساختمان‌ها فاقد کیفیت مطلوب در زمینه تخصصی و علمی هستند.
وی بااشاره به نزدیک بودن ساختمانها و در برخی موارد اشراف فضای داخل آنها به همدیگر و سایه‌اندازی گفت: فاصله استاندارد ساختمانها از یکدیگر حدود ۱/۵ برابر نسبت به ارتفاع آن ساختمان است که متاسفانه این امر در کشور ما در صنعت ساختمان‌سازی رعایت نمی‌شود.
طالبی ادامه داد: امنیت، حریق، ایجاد صدا توسط باد ، هدر روی انرژی از طریق در و پنجره از دیگر مسایلی است که متاسفانه در ساخت و سازها در نظر گرفته نمی‌شود.
عضو هیات علمی مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن تصریح کرد: متاسفانه به طور کلی ضوابط معماری که همه جنبه‌های طراحی در آن رعایت شده باشد وجود ندارد که این امر آسیب زیادی به صنعت ساختمان‌سازی کشور وارد می‌کند.
به گفته وی، طی چند سال گذشته از سوی شهرداری تمهیداتی برای ساختمان‌های بلندتر از شش طبقه در نظر گرفته شد که تعبیه پله‌های اضطراری یکی از آنهاست اما همه می‌دانیم که این تمهیدات جوابگو نیست و متولیان امر باید با برنامه‌ریزی اصولی و علمی به سمت برطرف کردن این نواقص در صنعت ساخت و ساز پیش روند.
مدیرکل معماری و شهرسازی شهرداری تهران نیز دراین خصوص گفت: متاسفانه در بسیاری از شهرها از جمله تهران اصول ایمنی در معماری ، طراحی و ساخت و ساز رعایت نمی‌شود.
مهندس “عباس اخلاصی” بااشاره به اینکه در اصول ساختمان‌سازی چندین نکته باید مورد توجه قرار گیرد افزود: طراحی، نوع معماری، نوع مصالح ساختمانی، نکات ایمنی، اتلاف انرژی و در نهایت ظاهر و منظر ساختمان در خصوص همخوانی با محیط از جمله مسایل با اهمیت در اصول ساختمان‌سازی است.
وی ادامه داد: خوشبختانه، وزارت مسکن و شهرسازی ، مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن با برگزاری نشست‌هایی ، گام‌های موثری دراین خصوص برداشته‌اند و همچنان رو به پیشرفت است.
اخلاصی اظهار داشت: به طور کلی ساختمان‌های موجود به جز تعداد اندکی براساس اصول ساخته نشده‌اند، اما خوشبختانه با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته میزان ساختمان‌های مطلوب رو به افزایش هستند.
مدیرکل معماری و شهرسازی شهرداری تهران تاکید کرد: اصل مطلب در معماری و طراحی شهری، هویت بخشی به سیمای شهر است، بنابراین رسیدن به چنین مطلوبی نیازمند کنترل در نحوه ساخت و ساز است.
وی در ادامه با تاکید براینکه مردم دارای حق و حقوقی هستند و باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند گفت: وقتی مردم از حقوقشان آگاه باشند برای دستیابی به آن تلاش می‌کنند و این امرخود کمک بزرگی به پیشرفت طرح‌های مختلف از جمله رعایت اصول ایمنی در شهرسازی است.
اخلاصی همچنین درخصوص استفاده از شیشه در نمای برخی از ساختمانها اظهار داشت: استفاده از شیشه در نمای ساختمان از لحاظ ایمنی، انعکاس نور، ایجاد حرارت و یا مقاومت در برابر بلایای طبیعی، از جمله زلزله، مناسب نیست.

سه شنبه, 16 دی 1393 ساعت 13:12

معماری جهان

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

معماری جهان

 معماری جهان

فهرست عناوین

پیشگفتار
مقدمه
مقایسه کلیسای مریم مقدس با گنبد سلطانیه
یاداوری

و....

این مطلب  در 62 صفحه  در اختیار شما عزیزان قرار  داده شده است.

حجم فایل:14.6 مگا بایت

پسورد فایل: www.pupuol.com

طراحی سه بعدی

بزرگترین اشتباهات معماری جهان+ عکس

تهران امروز: شاهكارهای معماری در سراسر دنیا هر یك داستان‌ها برای گفتن دارند اما در این میان هستند آثاری كه جز «فاجعه» نام دیگری برازنده شان نیست.

مجموعه لوتوس ریورساید، شانگهای

سال 2009 یكی از بلوك‌های این مجموعه كه متشكل از تعداد زیادی ساختمان است فروریخت. ساخت و ساز ضعیف و نبود برنامه‌ریزی مناسب در هنگام ساخت از جمله دلایل این سقوط عنوان شد. ساختمان این بلوك در زمان سقوط تقریبا كامل و بسیاری از ساختمان‌ها هم فروخته شده بود. نتیجه طبیعی این حادثه این بود كه مردم پول خود را طلب كنند.

آكواریوم دوبی

این آكواریوم كه در مركز خرید سرپوشیده (مال) دوبی واقع شده است، 33 هزار نوع ماهی و كوسه را در خود جای داده است. سال گذشته میلادی، مسئولان این آكواریوم متوجه نشتی در بخشی از آكواریوم شدند. در پی این اتفاق فروشگاه‌ها ها تعطیل شدند و اجازه حضور مردم در آنجا داده نشد تا اینكه 6 نفر غواص به آنجا رفته و مشكل را برطرف كردند.

گنبد میلنیوم، لندن

این گنبد كه به علامت آغاز قرن جدید ساخته شد، 1/25 میلیارد دلار هزینه برای لندن داشت. با این وجود توفیق چندانی در جذب گردشگر نداشت. به عبارت دیگر استقبال آنقدر بد بود كه این گنبد یك‌سال تعطیل بود.

هتل ریوگ یانگ، كره شمالی

این هتل 105 طبقه‌ای كه ساخت آن از سال 1987 آغاز شد، در پیونگ یانگ واقع شده است. ساخت این هتل یك‌بار متوقف و در سال 1992 از سر گرفته شد اما تاكنون ساخت آن تكمیل نشده است. دلیل این ناتمامی مشكلات مربوط به روش ساخت، مواد و كمبود بودجه اعلام شده است. ساخت این هتل سال 2008 یك‌بار دیگر آغاز شده است.

متز سیتی فیلد، كوئینز نیویورك

این ورزشگاه در سال 2009 افتتاح شد. كل هزینه اتمام این بنا 900 میلیون دلار شد، اما‌ به رغم این هزینه گزاف، ساختمان و امكانات رفاهی آن چنگی به دل نمی‌زند. از جمله اشكالات این ورزشگاه می‌توان به خرابی آسانسورها، نشت آب و جاری شدن سیل اشاره كرد.

منطقه كانگباشی در شهر اوردوس چین

فلسفه بوجود آمدن این منطقه حفاظت از منابع طبیعی و جلوگیری از گسترش بیابان در منطقه اوردوس بود. اما ساختمان‌سازی برای یك میلیون نفر هم نتوانست از تبدیل شدن این منطقه به شهری غریب و دور افتاده جلوگیری كند، چراكه تنها 20 تا 30 هزار نفر سكنه این شهر هستند.

ورزشگاه المپیك آتن، یونان

این استادیوم كه برای المپیك 2004 آتن ساخته شد، 11 میلیارد دلار خرج روی دست برگزاركنندگان گذاشت. المپیك هم در آن برگزار شد اما حالا بسیاری از بخش‌های آن خالی و بی‌استفاده باقی مانده است.

برج خلیفه، دوبی

این برج كه پیش از این برج دوبی نام داشت، بزرگ‌ترین بنای ساخت دست بشر است. اگرچه این برج خرج بسیار زیادی داشت، اما در سال 2010 ساخت آن به پایان رسید. اما به‌رغم پول هنگفتی كه خرج آن شد، مشكلات مربوط به برق و روشنایی گریبان این برج را گرفت و بلیت‌های بخش چشم انداز این برج هنوز هم فروخته نمی‌شود.

موضوع اخبار تکنولوژی

در این مقاله تصمیم گرفته ایم تا 20 پروژه برتر معماری جهان در سال 2013 را از مطرَح ترین معماران همچون زاها حدید (Zaha Hadid) تا Sou Foujimouto برای شما معرفی نماییم. با ما همراه باشید...

1. کتابخانه Birmingham در شهر بیر منگام انگلستان که توسط Mecanoo طراحی شده است.
 

2. پارک Qunli Stormwater Wetland در شهر Haerbin چین با معماری آقای Turenscape طراحی شده است.
 

3. استودیو R در شهر سائو پائولو (Sao Paulo) برزیل که توسط استودیوی معماری MK27 طراحی شده است.
 

4. خانه دانشجویی Studentboende در شهر Smaland سوئد که توسط Tengbom طراحی شده است.
 

5. مرکز Heydar Aliyev در شهر باکو آذربایجان که توسط زاها حدید طراحی شده است.
 

6. غرفه های گالری مارپیچی 2013 در شهر لندن انگلستان که توسط Sou Fujimoto طراحی شده است.
 

7. ویلای Escarpa در شهر لوز (Luz) پرتغال که توسط Mario Martins طراحی شده است.
 

8. ساختمان دو قسمتی Two Hulls در کانادا که توسط شرکت معماری Mackay-Lyons Sweetapple طراحی شده است.
 

9. خانه BT که توسط استودیوی معماری Guilherme Torres در شهر سائو پائولو کشور پرتغال ساخته شده است.
 

10. ویلای Urban در شهر Lucerne سوئیس که توسط شرکت معماری Lischer Partner Architekten طراحی شده است.
 

11. خانه مجلس در شهر شانگهای چین که توسط دفتر طراحی و تحقیقات Neri & Hu طراحی شده است.
 

12. خانه جاودانه در شهر لیما در کشور پرو که توسط شرکت معماری Longhi طراحی شده است.
 

13. سالن تربیت بدنی Gammel Hellerup در شهر Hellerup کشور دانمارک که توسط شرکت معماری BIG طراحی شده است.
 

14. خانه ویلایی Verde در شهر Constitución شیلی که توسط شرکت معماری ELEMENTAL طراحی شده است.
 

15. خانه Edgeland در Austin تگزاس آمریکا که توسط استودیوی Bercy Chen طراحی شده است.
 

16. خانه ای در Torquay ویکتوریا در کشور استرالیا که توسط شرکت معماری Wolveridge طراحی شده است.
 

17. خانه شهری Urban در نیویورک در ایالات متحده آمریکا که توسط شرکت +GLUCK طراحی شده است.
 

18. خوابگاه های Alcácer do Sal در Alcácer do Sal کشور پرتغال که توسط Aires Mateus طراحی شده است.
 

19. H3 در آتن یونان که استودیوی Architecture طراحی کرده است.
 

20. خانه ای در منطقه Nada در هیوگو کشور ژاپن که شرکت معماری Fujiwarramuro طراحی کرده است.
 

سه شنبه, 16 دی 1393 ساعت 13:46

خانه های ایرانی

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)
خانه های ایرانی - 5.0 out of 5 based on 2 votes

خانه های ایرانی

خانه های ایرانی

فهرست عناوین 

  • خانه های اسلامی
  • ایران پیش از اسلام
  •  فضاها در خانه های ایرانی
  • انواع پیمون
  • تحلیل نقشه های خانه ها در اقلیم های مختلف کشور
  • تزیینات و عناصر معماری در خانه
  • دیاگرام های مناسب
  • تحلیل انواع فضاها
  • بررسی چند نمونه خانه
  • منابع

این مطلب در 259 صفحه در اختیار شما عزیزان قرار میگیرد.

حجم فایل:265 مگا بایت

پسورد فایل: www.pupuol.com

خانه های ایرانی

خانه

یک خانه مکانی است برای استراحت کردن، زندگی کردن و آسودن. در این مکان معمولاً یک فرد و یا یک گروه که گاه تشکیل یک خانواده را می‌دهند زندگی می‌کنند و وسایل خود را در آن نگهداری می‌کنند. در فرهنگ سنتی و عامه ایرانی گاه از اصطلاح «چهار دیواری» به جای خانه استفاده می‌شود.
خانه‌های جدید شامل سرویس‌های بهداشتی و امکانات تهیه غذا نیز هستند اما در برخی مناطق همچنان برخی اقوام دارای خانه‌هایی هستند که پیشرفت نکرده، از امکانات رفاهی و یا حتی مکان ثابتی برخوردار نیست. چادرنشینی یکی از انواع این نوع زندگی است.
خانه معمولاً خصوصی‌ترین ملک یک فرد یا یک گروه (گاه خانواده) در اجتماع است که از امنیت و حریمی مشخص و ویژه برخوردار است.
امروزه به دلیل کمبود زمین در شهرها خانه‌ها بیشتر به صورت آپارتمان ساخته می‌شوند.

طبقه بندی
خانه‌ها انواع گوناگونی دارند که می‌توان از جهات گوناگونی آنها را طبقه بندی گرد.
چند نمونه از این طبقه بندی‌ها در زیر می‌آید:
از دیدگاه مصالح ساختمانی
•    خانه چوبی
•    خانه گلی
•    خانه خشتی
•    خانه سیمانی
•    خانه فلزی
•    خانه چادری
•    خانه برفی

از دیدگاه ساختمان سازی
•    خانه ویلایی
•    خانه آپارتمانی

آشنایی با خانه‌های قدیمی و تاریخی ایران

عماری ایرانی که ابتدا در محدوده فلات ایران و سپس در حوزه نفوذ فرهنگ ایرانی شکل گرفت، همچون همه معماری‌هایی که ریشه در فرهنگ بومی دارند، به اقلیم توجه داشته و تا پایان دوره قاجار آثار با ارزشی از خود به جا گذاشته است
از جمله خصوصیات خانه‌های قدیمی در بیشتر شهرهای ایران مساحت زیاد آن‌هاست. سبک معماری آنها نیز به این صورت است که از دو قسمت اندرونی و بیرونی تشکیل شده‌اند.
رنگ‌های به کار رفته در تزیینات ساختمان‌ها متأثر از ویژگی‌های اقلیم گرم و خشک بوده‌اند. مصالح ساختمان‌ها، علاوه بر توانایی‌های سازه‌ای و توجه به مسائل اقتصادی و تأمین مصالح از نقاط نزدیک، بهترین شکل بهره‌برداری از انرژی محیط را نشان می‌دهند.
سازه‌های طاقی در این بناها نشان دهنده رابطه اقلیم و معماری هستند. حتی در نقوش تزیینی رد پای خورشید را به عنوان مهمترین عامل اقلیمی در نقوشی با نام شمسه و چرخ خورشید می‌توان دید.

اغلب خانه‌های قدیمی و تاریخی از قسمت‌های ذیل تشکیل ‌شده‌اند
•    سکو، سردر ورودی، در ورودی، هشتی، دالان، ایوان‌ها، حیاط و اتاق‌های اطراف آن، حوض، آشپزخانه، سرویس‌ها، جهت ساخت خانه، گودال باغچه، بام، سرابستان، زمستان نشین، تابستان نشین، بهار خواب، اتاق کرسی، پایاب، شوادان، شبستان، شناشیل، آب سرا و اتاق بادگیر.
سکو به محلی در دو سوی در ورودی، برای استراحت در هنگام انتظار برای ورود یا گفت و گو با همسایه‌ها گفته می‌شود.
سر در ورودی هلال تزئینی روی در و تنها قسمت خارج از خانه است که اغلب کاشی‌کاری دارد و معمولاّ طوری ساخته می‌شده که در زمستان‌ها مانع از ریزش برف و باران بوده و در تابستان‌ها نیز مانعی برای تابش مستقیم آفتاب به شمار می‌رفته است. در بالای سردر آیاتی از قرآن کریم یا عبارات مذهبی نوشته می‌شد تا هنگام ورود و خروج از زیر آیات قرآنی یا روایات و عبارات دینی عبور کنند.
در ورودی، در بیشتر خانه‌های سنتی، درهای ورودی دو لنگه و چوبی هستند و هر لنگه کوبه‌ای نیز دارد. زن‌ها حلقه‌ای که صدای زیری داشت را به صدا در می‌آوردند و مردها کوبه چکشی شکل را که صدای بمی‌داشت.
هشتی‌ها اغلب به شکل هشت ضلعی یا نیمه هشت ضلعی و یا بیشتر مواقع 4 گوش است. هشتی دارای سقفی کوتاه و یک منفذ کوچک نور در سقف گنبدی شکل آن است و عموماّ سکوهائی برای نشستن در آن طراحی شده است.
هشتی برای انشعاب قسمت‌های مختلف خانه و گاه برای دسترسی به چند خانه ساخته می‌شد. در خانه‌های بزرگ، اندرونی و اقامتگاه‌های خدمتکاران نیز به هشتی راه داشتند و اغلب برای جدا سازی آقایان و خانم‌ها دو قسمتی ساخته می‌شد.
دالان راهروی باریکی بود که با پیچ و خم وارد شونده را از هشتی به حیاط خانه هدایت می‌کرد. پیچ و خم دالان برای رعایت حریم خصوصی خانه بود تا عابران نتواند سریعاً فعالیت‌های جاری در حیاط را متوجه شوند.
حیاط در خانه‌های قدیمی مرکز و قلب ساختمان بوده است. حیاط مرکزی همراه با ایوان در هر سمت، ویژگی بود که از گذشته‌های دور در معماری ایرانی به چشم می‌آمد.
همچنین حیاط محلی برای برگزاری مراسم مختلف نظیر مراسم مذهبی، عروسی و تجمع اقوام بود. معمولاً چهار گوش بوده. ابعاد حیات را تعداد و عملکرد فضاهای اطراف آن تعیین می‌کنند. هر حیاط معمولاً یک حوض و چند باغچه دارد که بسته به شرایط مختلف محلی نظیر آب و هوا و عوامل فرهنگی اشکال متفاوتی می‌یابد.
حوض و باغچه در حیاط‌سازی خانه‌های قدیمی معتبرترین عناصر به شمار می‌رفته است.
تالار عموماً فضائی بود با تزئینات بسیار زیبا و پرکار که در کنار اتاق‌های ساده زندگی در خانه‌های سنتی کاملاً مشهود بود. تالار با گچبری، آئینه‌کاری، نقاشی روی گچ، مقرنس و با نقاشی روی چوب تزئین می‌شدند.
نشیمن،‌ اتاق‌هائی بودند که نسبت به تالار اهمیت کمتری داشتند و از اتاق‌های ساده مهمتر بودند. نشیمن، محل تجمع افراد خانواده و مهمان‌های بسیار نزدیک به حساب می‌آمد این عناصر از نظر تزئینات بسیار ساده بودند.
آشپزخانه معمولاً مربع یا مستطیل و نزدیک آب انبار و چاه آب ساخته می‌شد. در درون آشپزخانه، محلی برای پخت و پز، ذخیره چوب و تنور پخت نان و در درون دیوار آن تاقچه‌ای برای قرار دادن ابزار آشپزی و غذا تعبیه می‌شده است.
توالت و حمام معمولا در سطح پایین‌تری قرار می‌گرفتند. این عمل به دلیل سهولت در استفاده از آب و زهکشی آن و همچنین گرمای آن انجام می‌شد. حمام به دو بخش تقسیم می‌شد؛ یکی برای تعویض لباس (سر بینه) و دیگری برای شست وشو (گرم خانه).
جهت ساخت خانه‌های قدیمی تابع زاویه نور خورشید و قبله بوده است. هر وجه خانه برای فصل خاصی از سال مناسب بود و عناصری مانند تالار، بادگیر، پنج دری، سه دری و ارسی در شمار راه حل‌ها بودند.
در اکثر قریب به اتفاق خانه‌های سنتی، محور اصلی بنا، محور شمالی جنوبی بودند و بهترین موقعیت را برای گرفتن نور خورشید داشتند تا در روزهای گرم تابستان از سایه و در زمستان از گرمای خورشید برخوردار باشند. فضاهای اصلی زندگی نیز در دو سمت شمالی و جنوب و فضاهائی که اهمیت کمتری داشتند،‌ به خصوص فضاهای خدماتی در دو سمت شرق و غرب ساخته می‌شدند.
گودال باغچه یا باغچال در وسط حیاط مرکزی ساخته می شده و یک طبقه در داخل زمین فرو می‌رفته است. نمونه‌های این فضا در اقلیم های بسیار خشک کویری از جمله در کاشان، نایین و یزد دیده می‌شود. گودال باغچه علاوه بر تأمین خاک مورد نیاز خشت‌های استفاده شده در بنا، امکان دسترسی به آب قناط را هم فراهم می‌کرده.
بام در معماری ایران به جرأت بخشی از فضای زندگی است و علاوه بر وجود حجم‌های پیچیده و زیبا، به عنوان حیاط هم مورد استفاده قرار می‌گرفته است. در شهرهایی چون نایین در برخی از بناها با دیوارهای صندوقه چینی شده، اطراف بام را تا حدود یک متر و نیم بالا آورده و نوعی حیاط در بام بوجود می‌آوردند که در شب‌های تابستان برای خواب استفاده می‌شده است. همچنین این دیوارها با سایه اندازی بر بخشی از بام در ساعات مختلف روز نقش اقلیمی ثانویه‌ای نیز داشته‌اند. چنین فضاهایی در مساجد نیز مورد استفاده بوده است.
سرابستان باغ کوچکی بوده که کنار خانه ساخته می‌شده و تأثیر اقلیمی زیادی بر خانه داشته است. نمونه بسیار خوب آن در کنار خانه پیر نیا در نایین در قسمت جنوبی حیاط وجود دارد، در واقع متمولین با ساختن چنین فضایی نوعی ییلاق در کنار خانه خود بوجود می‌آورده‌اند.
اگرچه زمستان نشین پیش از آنکه نام فضای معینی باشد، به همه فضاهایی که در وجه شمالی حیاط ساخته می‌شوند تا از آفتاب زمستان که با زاویه‌ای مایل به درون اتاق‌ها می‌تابد استفاده کنند، گفته می‌شود، اما مجموعه معینی از فضاها با رابطه‌ای خاص،‌ مجموعه فضاهای زمستان نشین را تشکیل می‌دهند که عبارتند از سه دری،‌ پنج دری و شکم دریده، که روی محور اصلی قرار می‌گرفته‌اند و دو فضای ارتباطی که می‌توانند راهرو یا تختگاه باشند و گوشواره‌هایی که از سه دری، اتاق ارسی یا تهرانی و اتاق دو دری تشکیل شده‌اند و گوشه‌های این بخش را تشکیل می‌دهند.
فضای اصلی زمستان نشین روی محور اصلی قرار گرفته و برای ورود بیشتر نور خورشید اغلب پنجره‌های آن را از ارسی‌های بزرگ می‌ساخته اند. داخل فضاهای مرکزی با توجه به بسته بودن فضا، تزیینات پیچیده‌ای چون قطارهای مقرنس و آیینه کاری‌های بسیار پیچیده دیده می‌شود.
تابستان نشین نیز موقعیتی مانند زمستان نشین دارد با این تفاوت که در وجه جنوبی حیاط قرار گرفته است تا در تابستان از تابش مستقیم آفتاب در امان بماند و روی محور اصلی آن معمولاً فضای نیمه باز با تالار قرار می‌گیرد.
این تالارها و ایوان ها جز در مواقع بسیار سرد سال مهمترین فضایی زندگی در خانه بوده اند، و اگرچه همیشه تزیینات داشته‌اند، اما با توجه به باز بودن و نفوذ گرد و خاک، از تزیینات بسیار پیچیده در آنها پرهیز و به نقوش ساده گچی در ترکیب با آجر یا سیم گل قناعت می‌شده است.
بهار خواب همان مهتابی است و در مناطقی از خراسان تخ بوم (تخت بوم) نیز نامیده می‌شود. این فضای بدون سقف در مجاورت حیاط و در طبقات بالاتر از اول ساخته می‌شده و شب‌های تابستان در آن می‌خوابیدند و بسته به محل استقرار آن، در ساعاتی که دیوارهای اطراف بر آن سایه مناسب می‌انداخته از آن استفاده می‌شده. در بهار و پاییز در تمام ساعات روز و در تابستان شب‌ها قابل استفاده بوده است.
این فضا در دوره قاجار به مساجد و مدرسه‌ها نیز راه یافت و نمونه‌های زیبایی از آن را در مسجد سید اصفهان، مسجد سلطانی سمنان و مسجد سپهسالار تهران می‌توان دید و در مناطق گرم و مرطوب چون دزفول و شوشتر جزء جدایی ناپذیر خانه‌های مسکونی است. تزیینات رایج این فضا از جنس تزیینات نمای رو به حیاط است.
اتاق کرسی در مجموعه زمستان نشین و اغلب در گوشه‌های این بخش که در و پنجره کمتری به حیاط دارند، ساخته می‌شده تا در زمستان با بستن در و پنجره‌ها بتوان آن را گرم کرد. در وسط اتاق، چال کرسی قرار داشته و ابعاد اتاق تابع ابعاد کرسی بوده، چون دیواره‌های آن برای تکیه دادن مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند. این فضا در همه خانه‌های اقلیم سرد و کوهستانی وجود دارد.
این اتاق در مناطق پر شیب در پشت اتاق‌ها و داخل کوه کنده می‌شده و فاقد پنجره بوده است. این بخش در خانه‌هایی که حیاط بیرونی داشتند، گاه روی محور اصلی که شکم دریده یا چلیپا بوده نیز قرار می‌گرفته است. در خانه حیدرزاده تبریز اتاق کرسی الگوی شکم دریده دارد. که با توجه به استفاده این اتاق در شب و در بخش‌های خصوصی خانه تزیینات مفصلی ندارد. در خانه پیرنیا در نایین این اتاق با استقرار در محور اصلی، تزییناتی بسیار ظریف با لایه کاری گچی دارد.شاه نشین در داخل اندرونی قرار دارد و آفتاب خور است. به همین دلیل بزرگتر و با اهمیت‌تر ساخته می شود.
و شاه نشین محسوب می شد.
شاه نشین اتاقی است با ارتفاع نسبتا بلند که معمولا ارتفاع آن 2 برابر دیگر اتاق‌های خانه‌های قدیمی است. در قسمت بالای این ارتفاع، سقف نیم گنبدی قرار می‌گیرد و چون ارتفاع زیاد بود باعث خنک شدن اتاق می‌شود.
شاه نشین ها با تزئینات خاصی نظیر نقاشی، شیر و شکر در زیر گنبد و در زمان قاجار با آیینه کاری همراه بوده است. گچبری‌های نفیس به همراه تندبری‌ها در اطراف اجاق و نقاشی‌های شیشه‌ها نیز از جمله این تزئینات به شمار می‌رود.
یک ارسی (پنجره) بالا رو، با شیشه‌های رنگی همراه با الحاقات مربوط به آن نیز در اتاق شاه نشین وجود دارد که اغلب 3 دری یا 5 دری بوده است.
پایاب محل دسترسی به آب قنات در حیاط خانه‌ها و مساجد است و نمونه‌های عمومی آن نیز در شهرهایی همچون نایین به چشم می‌خورد. الگوی معمول آن هشتی است که با اتاق ترکی یا کلمبه پوشانده و در مسیر قنات در مرکز آن یک حوض ساخته می‌شود.
شوادان که شبادان، شبابیک، خشیان و باد کش نیز نامیده می‌شود به طور مشخص در شهرهای دزفول و شوشتر دیده می‌شود و زیر زمینی با عمق بسیار زیاد است. با توجه به ویژگی خاک این دو شهر، در واقع در دل زمین حفر می‌شود و معمولاً فاقد مصالح ساختمانی است و حداکثر در مواردی بخش‌هایی از دیواره آن را با گچ می‌پوشانند. سقف آن گنبدی و فاقد سازه است. در بالاترین قسمت سقف، سوراخی وجود دارد که معمولاً به کف حیاط می رسد.
این فضا که گاه ۶ تا ۷ متر در زیر زمین پایین می‌رود به زیر حریم مالکیتی خانه مجاور نیز نوفذ می‌کند. شوادان‌ها علاوه بر مکش سوراخ بالا که موجب جریان هوا می‌شود، از پدیده نفوذ تأخیری فصول در زمین استفاده می‌کنند. در چنان عمقی معمولاً با دمای یک یا حتی دو فصل قبل روبرو هستیم. شوادان ها عملاً تزییناتی ندارند و اغلب الگوی فضای مشخصی در آنها دیده نمی‌شود، اما در نمونه‌های عالی الگوی شکم دریده یا چلیپا دارند.
شبستان در مساجد به عنوان نمازخانه در دو طرف گنبد خانه یا اطراف ایوان‌ها شکل می‌گیرد و معمولاً در زمستان بیشتر استفاده می‌شود. به زیر زمین خانه‌های شوشتر و دزفول هم شبستان گفته می‌شود که معمولاً حدود 1.5 تا ۲ متر در زمین فرو رفته و پنجره‌هایی به حیاط دارند و حد فاصل شوادان و طبقه اول‌اند. از این فضا در ساعاتی از روز در تابستان و در بهار و پاییز و در مواردی به عنوان انبار نیز استفاده می‌شود.
شناشیل مختص مناطق جنوبی ایران بخصوص بوشهر است و به نوعی بالکن به سمت بیرون خانه و روی معبر عمومی گفته می‌شود که با چوب ساخته شود و پیرامون آن با نرده‌های مشبک پوشیده شده باشد تا هوا به راحتی در آن جریان یابد. شناشیل در برخی از موارد سقف ندارد. نمونه‌هایی از این فضا در برخی از خانه‌های شیراز نیز دیده شده است.
آب سرا به ساختمان‌های ییلاقی گفته می‌شود که در میان استخر یا دریاچه و برای استفاده از رطوبت و چشم انداز آب ساخته می‌شدند. نمونه‌های زیبای آن شاه گلی در تبریز و چشمه علی دامغان هستند.
کنده فضایی است که در دل زمین کنده شود. نمونه‌های زیبای آن روستای کندوان در اسکو و میمند هستند، ولی در بسیاری از خانه‌های کوهستانی، قسمت‌های پشتی فضا را به شکل پستو در دل زمین می‌کندند که کیفیت اقلیمی بسیار مناسبی در زمستان و تابستان بوجود می‌آورد و گاهی به عنوان اتاق کرسی نیز استفاده می‌شده است.
اتاق بادگیر در تابستان نشین خانه‌های حاشیه کویر یا حاشیه دریای جنوب، علاوه بر تالار اصلی، در برخی موارد گوشواره‌ها نیز از جریان هوای بادگیر استفاده می‌کرده‌اند. اتاق بادگیر به هر فضایی در طبقه اول تابستان نشین که از هوای بادگیر استفاده کند گفته می‌شود. تزیینات این فضا همچون تزیینات ایوان است.

الگوی فضایی خانه‌های ایرانی

در مورد گونه‌گونی فضاها از نظر انواع، درجه پوشیدگی، شیوه‌های ترکیب و رابطه آنها با شیوه زندگی، می‌توان به نکات زیر در خانه‌های قدیمی، اشاره کرد:
1)تمامی خانه‌ها، چه کوچک باشند و چه بزرگ حیاط و یا حیاط مرکزی دارند و از نظام فضایی واحدی پیروی می‌کنند. حیاط درهمه این خانه‌ها مرکزیت تام دارد و همانند قلب خانه عمل می‌کند.
2)سه گروه فضایی کاملا مشخص و متمایز در تمامی این خانه‌ها حضور دارند. گروه فضاهای بسته، گروهفضاهای سرپوشیده (نیمه‌بسته/ نیمه‌باز) و گروه فضاهای باز. همه فضاهای بسته بطور غیرمستقیم و عمدتاً از طریق فضاهای سرپوشیده با حیاط مرتبط  هستند.
3)در حیاط حضور آب، سبزی، آسمان، آفتاب، باد، شب و مهتاب کاملاً محسوس است.
4)ورودی کاملاً مشخص و مستقل است و بوسیله یک یا دو یا چند فضای دیگر با حیاط ارتباطبرقرار می‌کند. حیاط‌ها از نظر احساس فضایی همانند یک اتاق سرباز عمل می‌کنند.
5)عناصر معمارانه تعریف‌کننده گروه فضاهای باز کف و دیوارها، گروه فضاهای پوشیده سقف و کف و گروه فضاهای بسته سقف، کف و دیوارها هستند.
6)نتیجه همجواری و ترکیب دو یا چند فضا آن است که فضاها هر کدام امکان بسط فضایی، چشم‌اندازی و نوری پیدا می‌کنند.
7)ترکیب سه گروه فضاهای باز، بسته و پوشیده به‌ نحوی است که یکدیگر را تعریف می‌کنند. فضاهای باز فضاهای بسته را و بالعکس. در این میان، فضاهای پوشیده فضاهای گذار را در ادامه فضاهای باز و بسته به عهده می‌گیرند.
۸)  در هر سمت حیاط، ترکیب لایه‌های افقی و عمودی فضا، همچون شبکه‌ای در هم تنیده، انواع فضاها را با ابعاد و ارتفاع‌های گوناگون برای انواع فعالیت‌های خصوصی و عمومی  مرتبط با شیوه زندگی فراهم می‌آورد.

از جمله خصوصیات خانه‌های قدیمی در بیشتر شهرها، مساحت زیاد آن است. سبک معماری آنها نیز به این صورت است که از دو قسمت اندرونی و بیرونی بوده است. این خانه‌ها از قسمت‌های ذیل تشکیل می‌شده‌اند:
۱. سکو
۲. سردرورودی
۳. درورودی
۴. هشتی
۵. دالان
۶. ایوان‌ها
۷. حیاط و اتاق‌های طراف آن
۸. حوض
۹. آشپزخانه
10. سرویس‌ها

سکو: سکوهای کناری سردر که پاخوره نام داشتند، محلی در دو سوی در ورودی، برای نشستن مهمانانی که با صاحبخانه کار داشتند و لازم نبود وارد خانه شوند استفاده می‌شد.
سردر ورودی:‌ هلال تزئینی روی در و تنها قسمت خارج از خانه که اغلب کاشی کاری دارد و معمولاّ طوری ساخته می‌شد که در زمستان‌ها مانع از ریزش برف و باران بود و در تابستان‌ها نیز مانعی برای تابش مستقیم آفتاب به شمار می‌رفت. در بالای سردر آیاتی از قرآن کریم یا عبارات مذهبی نوشته می‌شد تا هنگام ورود و خروج از زیر آیات قرآنی یا روایات و عبارات دینی عبور کنند.
در ورودی: در بیشتر خانه‌های سنتی، درهای ورودی دو لنگه و چوبی هستند و هر لنگه کوبه‌ای نیز دارد.
هشتی: بلافاصله پس از ورودی به فضای هشتی می‌رسیم. اغلب به شکل هشت ضلعی یا نیمه هشت ضلعی و یا بیشتر مواقع چهار گوش است. هشتی دارای سقفی کوتاه و یک منفذ کوچک نور در سقف گنبدی شکل آن است و عموماّ سکوهایی برای نشستن در آن طراحی شده است. هشتی برای انشعاب قسمت‌های مختلف خانه و گاه برای دسترسی به چند خانه ساخته می‌شد. در خانه‌های بزرگ، اندرونی و اقامتگاه‌های خدمتکاران نیز به هشتی راه داشتند و اغلب برای جدا‌سازی آقایان و خانم‌ها دو قسمتی ساخته می‌شد.
دالان (راهرو): دالان راهروی باریکی بود که با پیچ و خم وارد شونده را از هشتی به حیاط خانه هدایت می‌کرد. پیچ و خم دالان برای رعایت حریم خصوصی خانه بود تا عابر نتواند سریعاً فعالیت‌های جاری در حیاط را متوجه شود.
حیاط: حیاط در خانه‌های قدیمی مرکز و قلب ساختمان بود. حیاط مرکزی همراه با ایوان در هر سمت، ویژگی‌ای بود که از گذشته‌های دور در معماری ایرانی حضور داشت؛ البته این امکان وجود داشت که حیاط از نظر هندسی مرکز خانه نباشد اما از نظر زندگی و انجام فعالیت‌ها و ایجاد ارتباط بین قسمت‌های مختلف خانه، تعبیه دید و سایر مسائل مرکز خانه محسوب می‌شد. حیاط محلی برای برگزاری مراسم مختلف نظیر مراسم مذهبی، عروسی و تجمع اقوام بود. معمولاً چهار گوش بود. ابعاد حیات را تعداد و عملکرد فضاهای اطراف آن تعیین می‌کنند. هر حیاط معمولاً یک حوض و چند باغچه دارد که بسته به شرایط مختلف محلی نظیر آب و هوا و عوامل فرهنگی اشکال متفاوتی می‌یابد. سازمان‌دهی فضاهای محصور حیاط به گونه‌ای بود که با تغییرات فصلی و کارکردهای مختلف اتاق‌های مجاور متناسب باشد.
حوض و باغچه: در حیاط‌سازی خانه‌های قدیمی حوض و باغچه معتبرترین عناصر حیاط‌سازی به شمار می‌رفت.
تالار: این عنصر عموماً فضائی بود با تزئینات بسیار زیبا و پرکار که در کنار اتاق‌های ساده زندگی در خانه‌های سنتی کاملاً مشهود بود. تالار با گچ‌بری، آئینه‌کاری، نقاشی روی گچ، مقرنس و با نقاشی روی چوب تزئین می‌شدند. جبهه رو به حیاط تالار با ارسی‌های ۵ دری یا ۷ دری به حیاط خانه مربوط می‌شدند. تالار برای پذیرایی از مهمانان محترم و مخصوص مورد استفاده قرار می‌گرفت.
نشیمن: نشیمن،‌ اتاق‌هائی بود که از تالار اهمیت کم‌تری داشتند و از اتاق‌های ساده مهم‌تر بودند. نشیمن، محل تجمع افراد خانواده ومهمان‌های بسیار نزدیک به حساب می‌آمد این عناصر از نظر تزئینات بسیار ساده بودند.
آشپزخانه: معمولاً مربع یا مستطیل است. نزدیک آب انبار و چاه آب قرار دارد. در درون آشپزخانه، محلی برای پخت‌وپز، ذخیره چوب و تنور پخت نان و در درون دیوار آن تاقچه‌ای برای قرار دادن ابزار آشپزی و غذا تعبیه شده است.
 آبریزگاه (توالت) و حمام: در سطح پایین‌تری قرار می‌گرفتند: نخست به دلیل سهولت در استفاده از آب و زهکشی آن؛ دوم گرمای آن. حمام به دو بخش تقسیم می‌شد: یکی برای تعویض لباس (سر بینه) و دیگری برای شست وشو (گرم‌خانه).
جهت خانه‌ها:‌ جهت خانه تابع زاویه‌ی نور خورشید و قبله است. هر وجه خانه برای فصل خاصی از سال مناسب بود و عناصری مانند تالار، بادگیر، پنج‌دری، سه‌دری و ارسی در شمار راه حل‌ها بودند. در اکثر قریب به اتفاق خانه‌های سنتی، محور اصلی بنا، محور شمالی جنوبی بودند و بهترین موقعیت را برای گرفتن نور خورشید داشتند تا در روزهای گرم تابستان از سایه و در زمستان از گرمای خورشید برخوردار باشد؛ فضاهای اصلی زندگی نیز در دو سمت شمالی و جنوب ساخته می‌شدند و فضاهائی که اهمیت کم‌تری داشتند،‌ به خصوص فضاهای خدماتی در دو سمت شرق و غرب ساخته می‌شدند.
ساباط: ساباط در فرهنگ لغت به معنای دالان، راهرو روپوشیده، سقفی که در زیر آن راه ورود به خانه باشد، می‌باشد. یکی از ویژگی‌های بارز شهرسازی و معماری سنتی ایران، کوچه‌ها و گذرهای سرپوشیده آن هستند که به آنها ساباط گفته می‌شود. هدف از طراحی و اجرای ساباط این است که انسان گرمازده را دمی در زیر سایه خود، از تابش خورشید در امان نگه می‌دارد. نحوه استقرار ساباط‌ها به گونه‌ای است که انسان پیاده در مسیر حرکت خود در یک توالی مناسب در فضای سایه قرار می‌گیرد. در خیلی از ساباط‌ها ورودی چند خانه مجتمع شده است که از نظر افزایش حس همسایگی و هم‌بستگی محله‌ای نیز حائز اهمیت است. هم‌چنین می‌توان گفت ساباط‌ها، سایه‌اندازهایی بودند که در مقابل در ورودی ساخته می‌شد تا از این طریق مهمانان از گزند آفتاب و گرما در امان باشند و در فاصله رسیدن صاحب‌خانه و گشودن در، آزاری به آن‌ها نرسد.

همه چیز در باره معماری سنتی خانه های قدیم ایران

این روزها دیگر از آن خانه ها خبری نیست، بناهایی که هم مناسب ترین جا برای سکونت ساکنانشان بودند و هم شاهکار معماری.
توی کوچه پس کوچه های باریک و قدیمی شهرهای سوزان کویری که پرسه بزنی، در پناه سایه دیوارهای بلند خاکی رنگ، به درهای کوچک رنگ و رو رفته ای برخواهی خورد که تقریبا غیرممکن است بتوانی آنچه در پشتشان پنهان شده را پیش بینی کنی.
این درها، ورودی های دالان های باریک و نیمه تاریکی هستند که شما را به یک حیاط بزرگ و وسیع می رسانند؛ حیاطی که دورتا دورش را فضاهای مختلفی پر کرده و یک خانه ایرانی را شکل داده است؛ خانه هایی که مناسب ترین مکان برای سکونت یک خانواده ایرانی بودند.
 در چله تابستان های یزد و کاشان که این روزها کولرهای آبی هم حریفشان نمی شوند ساکنان این خانه ها در گذشته ذره ای احساس گرما نمی کردند یا در زمستان هایی که سرمای کویر به مغز استخوان می رسد، اتاق ها با کمترین سوختی گرم می شد.
آبی که مایه روشنی زندگی بود، بدون سیستم های لوله کشی امروزی از یک یک خانه ها می گذشت و همه را سیراب می کرد. آن سال ها، ساکنان خانه در یک عمارت زیبا و سرسبز، دور از چشم غیر، روزگار می گذراندند.
 این خانه ها برای ما ایرانی ها حریمی مقدس بودند؛ محلی برای یکپارچگی خانواده هایمان. آنها فراتر از ارزش معماری شان حریمی بودند برای آرامش و یکپارچگی خانه و خانواده.
● بد نیست بدانید
معمارهای سنتی تمام هم و غمشان معطوف به داخل خانه بود و نمای خانه چندان اهمیتی برایشان نداشت. متنوع ترین و پرکارترین قسمت خانه اندرونی بود تا ساکنان خانه احساس خستگی و تکرار نکنند. حیاط اندرون هیچ راهی به جز راهروی ورودی نداشت که آن هم پیچ و تاب می خورد تا ساکنان خانه از چشم نامحرم دور نگه داشته شوند. همه اینها باعث شده که معماری خانه های سنتی ایران را یک معماری درونگرا بنامند.
اتاق ها در یک خانه سنتی براساس اهمیت و کاربردشان دور تا دور حیاط چیده می شدند. اتاق های تابستانی معمولا روی ضلع جنوبی قرار می گرفتند تا در طول روزهای تابستان، کمتر در معرض آفتاب باشند و اتاق های زمستان نشین، روبه روی اتاق های تابستانی و دقیقا روی ضلعی می نشستند که در طول روز، بیشترین آفتاب به آنها بتابد. باقی فضاها هم مثل انبار، آشپزخانه و اصطبل در ردیف دوم و پشت اتاق ها جا می گرفتند.
 از در یک خانه ایرانی که بروی تو، می افتی وسط یک فضای سرپوشیده که به اش می گفتند هشتی. بعد با یک زاویه ۹۰ درجه، جلویت یک راهرو که گاهی اوقات می توانست شیب کمی هم داشته باشد قرار می گرفت. به انتهای راهرو که می رسیدی، اگر غریبه بودی به بیرونی راهنمایی می شدی و اگر آشنا بودی و محرم ساکنان خانه، می توانستی مستقیم پا به اندرونی بگذاری.
خانه ها و حیاط های بزرگ خانه های قدیمی، همیشه طوری ساخته می شدند تا از بهترین جهت تابش نور خورشید استفاده کنند، از بادهای نامناسب و توفان های منطقه ای در امان باشند و رو به سمت بادهای مطبوع داشته باشند.
 حیاط خانه های مناطق کویری، حداقل نیم متری پایین تر از سطح کوچه بود. در بعضی خانه ها حتی وسط حیاط اصلی هم می توانید یک حیاط عمیق تر به نام «گودال باغچه» ببینید. تمام این تمهید ها برای عمیق کردن حیاط و سایه گیر بودن و خنک شدن خانه است.

▪ کوبة در: توی یک خانه ایرانی تفکیک فضاهای زنانه و مردانه از همان دم در شروع می شد. مهمان خانه سنتی اگر یک زن بود حلقه با صدای زیر را می زد تا خانم خانه در را برایش باز کند واگر مرد بود کوبه مردانه را می زد تا وقتی صدای بم آن از توی خانه به گوش می رسید، مرد صاحبخانه بیایید و به مهمان خانه خوشامد بگوید.
 
 ▪ اتاق ها: نقاشی های روی دیوارها و گچ کاری های توی اتاق با فرش لچک ترنج و پشتی های دستبافی که بانوی خانه توی اتاق می چید، جمعا می شدند یک اتاق ایرانی. آن زمان ها توی خانه اغنیای شهر، اتاق ها برای استفاده در فصل های خاص طراحی می شدند، مثلا این اتاق بیشتر در فصل زمستان مورد استفاده قرار می گرفته. این را می شود از سقف کوتاه اتاق حدس زد. اتاق های زمستان نشین به خاطر اینکه زودتر و با هزینه کمتری گرم شوند، جمع و جور و با سقفی کوتاه ساخته می شدند، برخلاف اتاق های تابستان نشین که وسیع و مرتفع بودند.
 
▪ مطبخ: من و شما به اینجا می گوییم آشپز خانه اما پدربزرگ و مادربزرگ هایمان به آن مطبخ می گفتند. مطبخ ها چون پشت اتاق های اصلی ساخته می شدند، تنها راه دسترسی شان به نور، سوراخ هایی بود که در سقفشان کار گذاشته می شد. آن ردیف سوراخ های هلالی شکل پایین عکس هم لابد اجاق های این مطبخ بزرگ بوده اند.

▪ پنجره:کافی بود کمی از صبح بگذرد و خورشید توی آسمان بالا بیاید تا با اولین اشعه های آفتاب، اتاق ارسی پر از لکه های رنگی نور شود؛ لکه هایی که کم کم تا انتهای دیوارهای پر از طاقچه بالا می رفتند. البته این پنجره های بزرگ پر از شیشه که تمام دیوار رو به حیاط را می گرفتند، فقط به خاطر زیبایی ساخته نشده بودند؛ در و پنجره سازها این پنجره ها را به اشکال کوچک هندسی تقسیم می کردند تا فقط قسمتی از آفتاب، حق عبور از دریچه های پر شده از شیشه های رنگی را داشته باشد. با این روش، آفتاب گرم مناطق کویری ملایم تر و قابل تحمل تر می شد.

بادگیر: یکی از بادگیرهای منحصر به فرد خانه های ایران. بادگیرها همراه حوض پر از آب وسط حیاط، یک سیستم تهویه مطبوع می ساختند. بادگیرها طوری ساخته می شدند که وقتی باد از دریچه هایشان می گذشت، مکش ایجاد می شد. کانال های هوا هم که تا اتاق ها کشیده شده بودند، هوای داخل اتاق را به داخل خود می کشیدند و از راه دهانه ها به بیرون می فرستادند. جایگزین هوای اتاق، هوایی بود که از توی حیاط از روی حوض و از لابه لای درختان و گل ها می گذشت و اتاق را پر از هوای خنک و خوشبو می کرد.

▪ حیاط: اینجا قلب خانه سنتی بود. اتاق های ریز و درشت خانه دورتادور حیاط چیده می شدند و نور، هوا و چشم انداز خودشان را از حیاط می گرفتند. توی خانه های قدیمی اعیانی، ۳ جور حیاط پیدا می شد؛ حیاط نارنجستانی که آن قدر کوچک بود که می شد توی زمستان حتی سقفش را پوشاند، حیاط بیرونی که تقریبا عمومی بود و برای جشن ها و مناسبت های مختلف مورد استفاده قرار می گرفت و بالاخره حیاط اندرونی که مثل همین حیاط خانه بروجردی ها، مخصوص استفاده اهل خانه بود. این حیاط اندرونی گاهی آن قدر بزرگ و سرسبز بود که برای خانه حکم یک باغ را داشت.

▪ سردر: آن قدیم ندیم ها که شهرها این قدر پایین شهر و بالا شهر نداشتند، خانه فقیرفقرا و اغنیا کنار هم توی یک کوچه، واقع بود. از روی نمای خانه هم اصلا نمی شد حدس زد که صاحبخانه فقیر است یا متمول چون نمای همه خانه ها از کاهگل بود. تنها نشانه در ظاهر خانه که خبر از مال و منال صاحبخانه می داد، همین سردرهای تزئین شده و مجلل بودند.

▪ حوضخانه: این هم یکی دیگر از تمهیداتی که معمارهای سنتی برای گذران تابستان های گرم، پیش پای مردم مناطق کویری می گذاشتند.
حوضخانه ها که زیر یک سقف برپا می شدند، محل تجمع افراد خانواده دور هم در روزهای تابستان بود. پای ثابت این تجمع ها هم قلیان، شربت و فالوده بود. خیلی مواقع زیرزمین خانه ها با یک حوض تبدیل به حوضخانه می شد و بادگیرها هم وارد صحنه می شدند. باد ایجاد شده در زیرزمین، از روی آب در جریان می گذشت و زیرزمین را تبدیل به یک یخچال تمام عیار می کرد.

اصول معماری ایرانی

معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی بخصوص برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.به طور کلی میتوان معماری ایرانی را در این 5 اصل مشاهده کرد.
معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی بخصوص برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.به طور کلی میتوان معماری ایرانی را در این 5 اصل مشاهده کرد.
١- درونگرایی:
یکی از باورهای مردم ایران زندگی شخصی و حرمت آن بوده که این امر به گونه ‌ ای معماری ایران را درون ‌ گرا ساخته است. معماران ایرانی با سامان ‌ دهی اندام ‌ های ساختمان در گرداگرد یک یا چند میان ‌ سرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا می ‌ کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می ‌ داد.
درون گرایی مفهومی است که به صورت یک اصل در معماری ایران وجود داشته و با حضوری آشکار ، به صورتهای متنوع ، قابل درک و مشاهده است .
اصولاً در ساماندهی اندام های گوناگون ساختمان به ویژه خانه های سنتی، باورهای مردم، بسیار کارساز بوده است. یکی از باورهای مردم ایران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حُرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درون گرا ساخته است .
معماران ایرانی با ساماندهی اندامهای ساختمان در گرداگرد یک یا چند میانسرا، ساختمان را ازجهان بیرون جدا می کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می‌داد. خانه های درونگرا در اقلیم گرم و خشک، همچون بهشتی در دل کویر هستند، فضای درونگرا مانند آغوش گرم بسته است واز هر سو رو به درون دارد.
سردر این خانه ها دارای دو سکو بود و درها دارای دو کوبه‌ی جدا ویژه‌ی مردان و زنان. دو دالان یکی از بخش بیرونی و دیگری از بخش اندرونی خانه به هشتی راه داشتند. اندرونی‌جایگاه زندگی خانواده بوده و ‌بیگانگان بدان راه نداشتند.
بیرونی، ویژه‌ی مهمانان و بیگانگان بود که جداگانه پذیرایی می شدند و گاهی مهمانان در بالاخانه (اتاق روی هشتی) که به اندرونی نزدیک بود پذیرایی می شدند.
بخش بیرونی، آذین‌های بیشتری نسبت به اندرونی داشت. معماران حتی در ساختمان‌های برونگرا مانند کوشک میان باغ ها، نیز درونگرایی را پاس می داشتند. کوشک ها ساختمانهایی برونگرا بودند که گرداگرد آنها باز بود و از هر سو به بیرون باز می شدند. بیشتر خانه های غربی یا شرق آسیا چنین هستند..
خانه های برونگرا در برخی سرزمینهای ایران نیز ساخته می شود. مانند کردستان، لرستان و شمال ایران، ولی در سرزمین های میانی و گرم و خشک ایران، خانه های درونگرا، پاسخ در خوری برای خشکی هوا، بادهای آزاردهنده، شن های روان و آفتاب تند هستند.
ویژگی معماری غیر قابل انکار آثار و ابنیه ای مانند خانه ، مسجد ، مدرسه ، کاروانسرا حمام و غیره مربوط به خصوصیت درون گرایانه آن است که ریشه ای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی –فلسفیاینسرزمیندارد .
با یک ارزیابی ساده می توان دریافت که در فرهنگ این نوع معماری ، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری ، صرفا پوششی مجازی است که از حقیقتی محافظت می کند و غنای درونی وسربسته آن تعیین کننده جوهر و هستی راستین بنا است و قابل قیاس با وجوهات و فضای بیرونی نیست .
درون گرایی در جستجوی حفظ حریم محیطی است که در آن شرایط کالبدی با پشتوانه تفکر ، تعمق و عبادت به منظور رسیدن به اصل خویش و یافتن طمانینه‌ی خاطر و آرامش اصیل در درون ، به نظمی موزون و متعالی رسیده است . به طور اعم و بر اساس تفکر شرقی و در سرزمینهای اسلامی ؛ جوهر فضا در باطن است و حیاط درونی ، به وجود آورنده اساس فضا است.

٢- پرهیز از بیهودگی:
در معماری ایران تلاش می شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می کردند. این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می شده است. در قرآن کریم آمده "مومنان،آنانکه از بیهودگی روی گردانند"(سوره ی مومنون،آیه سوم.)
اگر در کشورهای دیگر،هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری(نقاشی)و سنگتراشی،پیرایه(آذین)به شمار می آمده، در کشور ما هرگز چنین نبوده است.گره سازی با گچ و کاشی و خشت و آجر و به گفته ی خود معماران،"آمود" و اندود بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باد در زیر پوشش آسمانه (سقف)،پنامی (عایقی) در برابر گرما و سرما ساخته شود یا افراز بنا که ناگزیر پرو پیمون است و نمی تواند به دلخواه معمار کوتاهتر شود،تنها با افزودن کاربندی می توان آنرا کوتاهتر و "بِاندام" و مردم وار کرد. اگر اُرسی(باز) و روزن با چوب یا گچ و شیشه های خرد و رنگین گره سازی می شود. برای این است که در پیش آفتاب تند و گاهی سوزان،پناهی باشد تا چشم را نیازارد و اگر گنبدی از تیزه تا پاکار با کاشی پوشیده می شود تنها برای زیبایی نیست. وانگهی باید دانست که واژه ی "زیبا" به معنای "زیبنده بودن" و تناسب داشتن است نه قشنگی و جمال.
در زیگورات چغازنبیل از 1250 پیش از میلاد،می توان کاربرد کاشی را دید. در این ساختمان،اِزاره دیوارها را با کاشی آبی آمود کرده اند. چون هنگام رفت و آمد مردم،برخورد به پای دیوار بیشتر بوده است،و چون خشت در برابر باران آسیب می دیده،نمای ساختمان را با آجر پوشانده اند.
معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می نشستند و به دیوار تکیه می زدند،برای افزایش پایداری ازاره دیوار،آنرا با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود،تا بلندی یک گز(هر گز برابر 66/106 سانتیمتر)اندود می کردند که رویه ای سخت به دست می آمد،به گونه ای که خراشیدن آن دشوار بود.ازاره بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می کردند.
همچنین از کاشی در آمود گنبدها بهره گیری می کردند و آنرا پر از نقش و نگار می کردند. این تکه های رنگی کاشی،آسانتر تعمیر و بازسازی می شدند.کاشی عمر زیادی ندارد و پس از زمانی از جا کنده شده و فرو می ریزد،به ویژه در جاهایی که برف و یخ هم باشد. اگر رویه ای یکرنگ باشد،بازسازی بخش کنده شده دشوار می شود و کار دو زنگ در می آید.ولی هنگامی که تکه تکه و چند رنگ باشد کار آسانتر است.

٣- مردم واری( محوری):
مردم محوری به معنای رعایت تناسب میان اندام ‌ های ساختمانی با اندام ‌ های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان ‌ سازی است. در ایران هم مثل مکان ‌ های دیگر، معماری هنری وابسته به زندگی است. معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه بالای مردم می ‌ گرفته و روزن و روشندان را چنان می آراسته که فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرا می آورد. پهنای اتاق خواب به اندازه یک بستر است و افراز طاقچه به اندازه ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد و از طرفی تالار که مخصوص مهمان است به اندازه ‌ ای پهناور و باشکوه بوده که شایسته پذیرایی باشد.

۴- خودبسندگی:
معماران ایرانی تلاش می کردند ساختمایه ی مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها به دست می آوردند و چنان ساختمان می کردند که نیازمند به ساختمایه ی جاهای دیگر نباشد و "خودبسنده" باشند. بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود"سازوارتر" در می آمده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه ساختمایه ی آن در دسترس بوده است.
معماران ایرانی بر این باور بودند که ساختمایه باید "بوم آورد" یا "ایدری"(اینجایی) باشد. به گفته ی دیگر فرآورده (محصول) همان جایی باشد که ساختمان ساخته می شود و تا آنجا که شدنی است از امکانات محلی بهره گیری شود.
برای نمونه در ساخت پارسه(تخت جمشید)،بهترین را از یک کان(معمدن)در نزدیکی دشت مرغاب به دست می آوردند و با ارابه های چوبی به پارسه می رساندند. این سنگ را بیشتر برای روکش دیوارهای ستبرخشتی به کار می بردند.فرآوردن خشت نیز کاری بسیار ساده بوده است.
معماران ایران تا آنجا که می شد تلاش داشتند ساختمایه ی مرغوب به کار برند و با بهترین گونه ی خاک،گچ،آهک و سنگ کار می کردند.اگر فرآوردن و آماده ساختن آن از همانجا شدنی نبود،از جای دورتر بهره می گرفتند.برای نمونه چون خاک پیرامون شیراز،"ریگ بوم" بود،به کار آجر ساختن نمی خورد،پس خاک رُس بهتر از لار یا از خان خوره(آبادای میان را اصفهان) به دست می آوردند.یا در کناره ی کویر،چون خاک شوره دار بود،آجر خوبی به دست نمی آمد.پس هنگام کار این آجرها را میان چند رج خشت می چیدند و برای از میان بردن شوره ی آنها،دوغابی به نام "فرش آهک" به کار می بردند که با ماسه ی نرم درست می شد.
نمونه ی دیگر از خودبسندگی و بهره گیری از امکانات موجود،در ساخت میانسرای(حیاط) گود یا "باغچال"یا گودال باغچه در خانه ها بود.برای گودکردن ساختمان و دسترسی به آب،ناگزیر باید خاکبرداری فراوانی می شد.در تهران،آب روگذر بود و از آن برای پرکردن آب انبارها بهره می بردند.در کاشان،زواره و نایین آب زیرگذر بود،برای همین میانسرا را چنان گود می ساختند که تنه ی درختان باغچه در گودی پنهان می شد.معماران خاک برداشته شده را دوباره در همان ساختمان به کار می بردند.گود شدن ساختمان به ایستایی تاق ها نیز کمک می کرد.چون زمین،پشت بند در برابر رانش بود.
باز برای نمونه،در محله ی شارستان یزد،زمین تا ژرفای دو متری از جنس خاک رُس و پایین تر از آن،جنسی به نام"چلو" یا"کرشک" است که لایه ای بسیار سخت است. معماران خاک رُس را برداشته و روی لایه ی سخت،با همان خاک ساختمان می ساختند.
یکی از نکات مهم در معماری ایران این است که اساساً یکی از انگیزه های بنیادی در ساخت آسمانه خمیده ی تاقی و گنبدی و بهره گیری گسترده از آنها،این بوده که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شده است.ولی فرآوردن خشت و آجر ساده بود.معماران هم دست به نوآوری هایی زدند که با خشت و آجر بتوان دهانه های بزرگ را پوشاند.آنها گونه های فراوانی از چفد مازه دار و تیزه دار را به کار گرفتند.
از چفد مازه دار در زیگورات چغازنبیل و از چفد تیزه دار در سد درودزن شیراز بهره گیری شده است.تاق و گنبد را می شد با خشت که ساختمایه ای ناپایدار است هم ساخت.برای نمونه،آسمانه یخچالهای سنتی،گنبد بستو بوده که با خشت ساخته می شده،چون بسیار کمتر از آجر،گرمای بیرون را از خود می گذراند.این گنبدهای خشتی بسیار هم پایدار بودند.(در زمین لرزه ی طبس،ساختمان های بتنی پیش فشرده ویران شدند،ولی یخچالها که با گنبد کلنبو ساخته شده بودند بر جای ماندند.)
بدین گونه شاید بتوان انگیزه ی بنیادی بهره گیری از تاق و گنبد در معماری ایران را باور به "خودبسندگی" در ساختمان سازی دانست.
۵- نیارش:
واژه ی"نیارش"در معماری گذشته ی ایران بسیار به کار می رفته است.نیارش به دانش ایستایی،فن ساختمان و ساختمایه (مصالح)شناسی گفته می شده است.
معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می کردند و آنرا از زیبایی جدا نمی دانستند.آنها به تجربه به اندازه هایی برای پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه ی نیارش به دست آمده بود. "پیمون"،اندازه های خردو یکسانی بود که در هرجا در خور نیازی که بدان بود به کار گرفته می شد. پیروی از پیمون هرگونه نگرانی معمار را درباره ی نااستواری یا نازیبایی ساختمان از میان می برده،چنانکه یک گِلکار نه چندان چیره دست در روستایی دور افتاده می توانست با به کار بردن آن،پوشش گنبدی را به همان گونه انجام دهد که معمار کار آزموده و استاد پایتخت.معماران همراه با بهره گیری از پیمون و تکرار آن را در اندازه ها و اندام ها،ساختمان ها را بسیار گوناگون از کار در می آوردند. هیچ دو ساختمانی یکسان در نمی آمد و هر یک ویژگی خود را داشت،گرچه از یک پیمون در آنها پیروی شده بود.

اصل در مفهوم خانه

1.درونگرایی درون‌گرایی یکی از ارزش‌های ممیز اساسی خانه ایرانی است که عنصربنیادی در پیدایش خانه است. انسان با ساختن خانه از فراخنای بی‌انتهای پیرامون خوددر یک نقطه گرد می‌آید. از پراکندگی و گریزندگی طبیعت به جمع‌ شدن و تمرکز یافتن روی می‌آورد. او در طبیعتی که بدون حضور انسان رها شده و پراکنده است با حضور خود تمرکز و تجمع و معنی پدید می‌آورد و با  بناکردن خانه به این تمرکز و تجمع واقعیت می‌بخشد. با این کار او نه تنها درون بلکه بیرون را نیز به وجود می‌آورد. پدید آوردن درون خانه امری مستقل و جدا از پدید آوردن خود خانه نیست بلکه خانه خود درون است اما درون بدون حضور انسانی که در جایی گرد می‌آید و می‌نشیند و ساکن می‌شود تحقق پیدا نمی‌کند. شاید منظور از اصطلاح درون‌گرایی خانه ایرانی آن است که در خانه ایرانی بیرون هم به درون آورده شده است یعنی آغاز گفتگو و همزیستی میان درون و برون در داخل خود خانه روی می‌دهد در حیاطی که مثال کوچکی از باغ دلخواه یا پنجره آسمان است. این‌گونه درون‌گرایی یعنی آوردن نمونه بیرون به درون را شاید بتوان جهان‌بینی و فرهنگ قوم ایرانی دانست.
2. وحدث و کثرت
یکی از گرایش‌های شاخص معماری ایرانی که در دوران مختلف و در ابنیه مختلف به آن اهمیت داده شده است، مقوله وحدت و کثرت است. یکی از مفاهیم وحدت و کثرت را می‌توان در رابطه خاص بین جزء و کل معنی کرد. یعنی در معماری ایرانی هر عنصر یا هر فرم یا هر فضا هم به صورت منفرد قابل درک است و هم به صورت ترکیبی، مفهومی که در تمام خانه‌های ایرانی می‌توان به وضوح آن را مشاهده کرد.
3.نظم و بی‌نظمی
نظم درمعماری ایرانی مترادف هندسه است. ریاضیات و هندسه نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در معماری خانه‌های ایران داشته‌اند. در هنر ایران پیچیده‌ترین فرم‌ها همواره از ترکیبات هندسی بسیار ابتدایی به وجود آمده‌اند. شاید بتوان گفت که معماری ایرانی بر خلاف معماری غربی عمدتا به صورت شفاهی انتقال یافته به همین دلیل معماری بر اساس اصول ساده هندسی پایه‌ریزی شده است تا بتوان آن‌را به آسانی در خاطر حفظ و با ابزار بسیار ساده‌ای از قبیل ریسمان و شاقول پیدا کرد. هندسه اساسا عنصر متحدکننده جز و کل است، مطلق است و تغییرناپذیر و انسان را با منطق آفرینش با نجوم و نظم طبیعت و آسمان آشنا می‌سازد. ارزش فرم‌های هندسی نه کمی بلکه کیفی است.
4.گونه‌گونی و یکنواختی
معماری ایرانی در کلیت خویش دارای تنوع بسیار زیادی است ولی چون ابزار بیان این تنوع محدود است در نهایت نوعی یکنواختی ظاهری ایجاد می‌کنند که از ویژگی مهم معماری ایران همچنین معماری خانه‌های ایران است. اما با کمی دقت متوجه می‌شویم که در تمامی ابنیه‌ها و به خصوص در خانه‌ها نه گونه‌گونی به طور مطلق موجود است و نه یکنواختی بلکه قرابتی موزون ما بین این دو مفهوم به زیبایی به چشم می‌خورد.
5.مرکزیت
تمامی بناها و ساختار شهرهای ایرانی دارای مرکزیتی است که ما به ازاء کالبدی  آن به صورت مرکز یا محور در شهرها نمود و بروز دارد. در خانه نیز مرکزیت گاه در حیاط مرکزی خانه ها، حوض  خانه  و... نمود می‌یابد.
6. ابهام و ایهام
در معماری ایرانی هر چیزی دارای معنایی برونی و نیز درونی است. مکمل هر صورت خارجی واقعیتی درونی است که ذات نهانی آن است. به این سبب معماری و شهرسازی ایرانی دارای ابهام و ایهام و قابل تاویل است.همه عناصر معنایی نمادین دارند که از رهگذر تاویل مکشوف می‌شود.
7.تعادل
معماری و شهرسازی ایرانی متعادل است. بدان مفهوم که با شناخت طراحان و ایجاد کنندگان، از بستر طبیعی آن اولا میزان جمعیت پذیری شهر متناسب با توان و ذخیره موجود در طبیعت تنظیم می‌گردد. ثانیا توسعه کالبدی بناها و شهر با اتکا به مصالح طبیعی موجود در منطقه انجام می‌گرفت. ثالثا در معماری نیز تعادل میان اجزاء تشکیل دهنده فضاهای معماری بویژه در نماها و احجام قابل درک و شناسایی است.
8.تنوع
معماری و شهرسازی ایرانی اگر چه دارای ابهام و ایهام برای بیگانگان است لکن برای حفظ سرزندگی و شناسایی برای ساکنین اصلی، خود را نیازمند به ایجاد تنوع می داند. و به همین سبب در مقیاس های خرد و کلان تنوع ایجاد شده است. استفاده از طاق نما، بازی نور وسایه و گیاه و استفاده از عناصر نمادین همه با این هدف بوده است.
9.هماهنگی با طبیعت
معماری و شهرسازی ایرانی ارتباطی دو سویه با طبیعت دارد. در شهر ایرانی بناها دارای حیاطی مرکزی هستند که  در آن ساکنین علاوه بر آنکه امکان مشاهده آسمان، ماه، ستارگان و خورشید را دارند آب نما و گل و گیاه منظور شده است.
مصالح مورد استفاده در ساخت و سازها مصالح طبیعی و بویژه خاک است.جهت‌گیری ابنیه به‌گونه‌ای است که بهترین بهره‌برداری از عوامل طبیعی(آفتاب، باد و نزولات جوی) را به همراه داشته باشد.در پاره‌ای از نقاط به فراخور نیاز، با ابداع عناصری نظیر بادگیر و فضاهایی نظیر شبستان و شوادان تهدیدهای طبیعی را به فرصت تبدیل نموده‌اند
10.حفظ حریم و حرم اشخاص و خانواده (حرمت و محرمیت)
حفظ حرمت خانواده و توجه به اصل محرمیت، از بارزترین تجلیات اصول اعتقادی و فرهنگی در معماری و شهرسازی ایرانی بوده است.به گونه ای که در طراحی بناهای مسکونی هیچ گونه اشرافی از همسایگان متوجه ساکنین نیست. در عین حال بر روی  در ورودی خانه ها کوبه های متفاوت، نشانگر جنسیت مراجعه کننده است. شکل گیری فضاهای اندرونی و بیرونی، طراحی سلسله مراتب فضایی، تعبیه فضایی به نام هشتی در ورودی خانه‌ها و عدم امکان دیدفضاهای داخلی خانه در بدو ورود، از اثرات این معماری است. مردم واری معماری ایران و رعایت تناسب میان اندام های ساختمانی با اندام های انسان از دیگر مصادیق حرمت است.
11.پرهیز از اسراف
محدودیت  منابع موجود در بستر طبیعی شهر موجب شده است تا در شهر و بناهای ایرانی طراحی و اجرا با حداقل‌ها و توجه خاص به پرهیز از بیهودگی انجام شود. فضاهای زندگی و فعالیت نیز تنها در حد نیاز تامین شده است.
12.چند کارکردی بودن فضاها و عناصر
فضاها و عناصر در معماری و شهرسازی ایرانی تنها پاسخ‌گوی یک کارکرد خاص نیستند و مجموعه‌ای از نیازها را همزمان تامین می‌کنند. چنین  ویژگی  سبب تحکیم کارکردی، معنایی و فنی واجد ارزش است. به عنوان مثال می‌توان  به میانسرا، حیاط مرکزی خانه‌های درون‌گرای ایرانی اشاره کرد. حیاط در این خانه‌ها همزمان عامل تأمین محرمیت و حفظ حرمت خانواده و عزت نفس ایرانیان، عامل ایجادکننده یک خرد اقلیم مطبوع در مقابل شرایط نامساعد بیرون، عامل برقراری رابطه بین انسان و طبیعت، آب و نور و گیاه و عامل ایجاد نظم فضایی در خانه و سامان دادن اجزا و فضاهای کوچک و بزرگ در اطراف خود است.
انعطاف‌پذیری فضاهای خانه، مثالی دیگر در بیان این ویژگی است. فضاهای خانه نه بر اساس عملکرد، که بر اساس کیفیات معمارانه‌شان نامگذاری شده‌اند و بسته به ویژگی‌های فضایی و ابعاد، پذیرای فعالیت‌های مختلفی در ساعات مختلف شبانه روز یا همزمان بوده‌اند و در عین حال قابلیت بسط یافتن نیز داشته باشند.
عملکرد، که بر اساس کیفیات معمارانه‌شان نامگذاری شده‌اند و بسته به ویژگی‌های فضایی و ابعاد، پذیرای فعالیت‌های مختلفی در ساعات مختلف شبانه روز یا همزمان بوده‌اند و در عین حال قابلیت بسط یافتن نیز داشته باشند.
13. خلوت
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های روانشناسانه هر خانه مفهوم خلوت است که در تامین آسایش روحی افراد خانواده و در نهایت آسایش محله و اجتماع نقش اساسی دارد. این مفهوم در خانه‌های سنتی ایران به خوبی مورد توجه قرار گرفته استو معماران سنتی با به کارگیری تدابیر مختلف سعی در برآورده کردن این نیاز داشته‌اند. بر خلاف آن‌چه در معماری امروز ایران رخ داده و آن نادیده گرفتن خلوت، محرمیت و امنیت بصری در ساختمان‌ها است. بی‌تردید توجه به الگوی معماری سنتی و حفظ ارزش‌های آن در معماری معاصر می‌تواند تاثیر به‌سزائی در بالا بردن کیفیت خانه‌های امروزی داشته و رضایت‌مندی کاربران را تامین نماید.

خانه به عنوان یک سرپناه امن و آرامش‌بخش از ابتدایی‌ترین مسایلی است که انسان همواره با آن روبرو بوده و به دنبال راه‌حلی منطقی و مناسب برای تامین آن است. انسان در زمان‌ها و مکان‌های مختلف عوامل و مفاهیم و عناصر متفاوتی را به کار گرفته تا به این هدف دست یابد. مفهوم خلوت در مقایسه با مفاهیم فیزیکی و مادی وابسته به خانه چندان مورد توجه طراحان و معماران قرار نگرفته است. در سال‌های اخیر به دلیل رشد روزافزون جمعیت و به تبع آن تماس‌ها و تنش‌های بیشتر بین افراد نیاز به پرداختن به مفهوم خلوت ضروری‌تر به نظر می‌رسد. خلوت به معنای نیاز انسان به داشتن کنترل و نظارت لازم و کافی بر روابط و ارتباطات خود با دیگران است و اگر این نیاز انسان ارضا نشود شخص احساس تنش و تعارض می‌کند. لذا افراد برای رسیدن به خلوت مطلوب بسته به شرایط اجتماعی، فرهنگی و حتی سنی خود از ابزار و رفتارهای خاصی استفاده می‌کنند که یکی از مهم‌ترین این ابزار طراحی مناسب فضا و محیط زندگی افراد است. مردم همواره تلاش می‌کننددر انجام فعالیت‌ها به سطح مطلوبی از خلوت دست یابند و یکی از دلایل نارضایتی افراد از محیط ساخته شده عدم تامین مطلوبیتلازم است. در نتیجه دانستن معنا و مفهوم خلوت و بررسی تاثیر آن در شکل‌دهی به فضایی که در آن زندگی می‌کنیم ضرورت می‌یابد.


خلوت از جمله مفاهیمی است که در فرهنگ‌ها و جوامع مختلف برداشت‌های متفاوتی از آن شده است و تعاریف متفاوتی برای آن ارائه گردیده است. در تعاریف برخی از پژوهشگران از این مفهوم بیشتر بر انزوا و کناره‌گیری و نداشتن تعامل تاکید شده است. خلوت از عوامل شخصی و موقعیت تأثیر می‌پذیرد. هم‌چنین به طور جدانشدنی به دیگر فرایندهای مهم رفتاری مرتبط است. چهار عملکرد عمده را برای خلوت می‌توان برشمرد: نخستین کارکرد خلوت استقلال فردی است که محور مرکزی آن فردیت و مسائل مهم ارزش فرد، استقلال فرد و هویت فرد است.
خلوت ارتباط نزدیکی با حس خودمختاری ما دارد. وجود توانایی انتخاب انزوا و گوشه‌نشینی با همراهی دیگران در ما سبب ایجاد قدرت تصمیم‌گیری می‌شود و عدم وجود چنین توانایی سبب می‌شود که ما احساس درماندگی کنیم. خلوت برای حس هویت ما مهم است. انزوا و صمیمیت و نزدیکی به ویژه می‌توانند برای ارزیابی و پیشرفت ما در زندگی استفاده شوند.خلوت اجازه آزادسازی هیجانات را می‌دهد. در خلوت و تنهایی ما می‌توانیم گریه کنیم اشعار را دیوانه‌وار بلندبخوانیم و با خودمان صحبت کنیم.


مقوله خلوت دو جنبه مهم دارد، خلوت مطلوب و خلوت کسب شده. اگر این دو با هم برابر باشند نظام تنظیم مرز در حالت ایده‌آل است اما بیشتر بودن این میزان از حد مطلوب به معنای قطع رابطه فرد با دیگران است به بیان دیگر در این حالت فرد مورد نظربیش از حد دچار انزوای اجتماعی، کسالت یا تنهایی است. در مقابل اگر میزان کسب شده خلوت کمتر از حد مطلوب باشد می‌توان نتیجه گرفت نظارت فرد بر رفتار متقابل اجتماعی خود چندان مناسب نیست و فرد دچار ازدحام است.

خلوت در خانه‌های سنتی ایران
درون‌گرایی و کشش معماران ایرانی به سوی حیاط‌ها و پادیاوها و گودال باغچه‌ها و هشتی‌ها و کلاه‌فرنگی‌ها که شبستان‌ها را گرداگرد خود گرفته‌اند و محیط‌های دلکش و خودمانی به وجود آورده از دیرباز جز منطق معماری ایران بوده است. همچنین تحت تاثیر فرهنگ و آئین اسلام عقاید و قوانینی به زندگی و فرهنگ ایران وارد شده و وجوه مختلف زندگی و از جمله معماری را تحت الشعاع قرار داده است. خلوت از جمله مفاهیم و عناصری است که در طراحی و ساماندهی فضایی معماری و شهرسازی تاثیرگذار بوده و معمار مسلمان برای برآورده کردن و تامین این نیاز راه‌کارهای خاصی را به کار گرفته‌است. سلسله مراتب فضایی (حرکت قدم به قدم از کوچه یا خیابان به فضای ورودی خانه و سپس فضاهای خصوصی) و همچنین نظام اندرونی و بیرونی از جمله تدابیر لازم برای تامین خلوت مطلوب بوده است. همچنین ساماندهی خانه به شکل درون‌گرا علاوه بر تاثیر عوامل اقلیمی و امنیتی تا حدود زیادی تحت تاثیر عوامل فرهنگی، مذهبی و اجتماعی بوده است.
تفکیک عرصه داخلی از عرصه خارجی از بارزترین نمود عوامل مذکور در معماری درون‌گرا است. در این نوع معماری عرصه داخلی جهت عملکرد خاص اجتماعی، فرهنگی، مذهبی (مثل مساجد، حسینیه‌ها، مدارس و غیره) و یا عرصه داخل واحدهای مسکونی به عنوان فضای خصوصی برای زندگی خانواده به صورت کالبدی و قابل ادراک از فضای عمومی بیرون تفکیک شده است و اکثرا ارتباط و اتصال بین دو عرصه بیرون و درون توسط عناصر مفصلی یا گذار برقرار می‌شود. برای رسیدن به مرکز یک خانه مسکونی ابتدا از کوچه اصلی به عنوان یک عرصه عمومی معمولا وارد کوچه‌ای بن بست که نقش فضای مشترک یا عرصه نیمه خصوصی را دارد و سپس از طریق ورودی هشتی و راهروی نیمه تاریک با مقیاس انسانی و کوچک وارد حیاط مرکزی بزرگ و روشن می‌شود. توالی فضایی مذکور با تنوع فضایی خاص خود کیفیت ادراکی ویژه‌ای را به وجود می‌آورد. احساس و ادراک عرصه‌های مختلف خود وسیله‌ای برای تبیینی خاص از طراحی فضا و ایجاد سلسله مراتب در ورود و ارتباط عرصه‌ها محسوب می‌گردد. همچنین در فرهنگ اسلامی خلوت مورد نیاز بانوان نیز شرایط ویژه‌ای دارد. در این معماری هر کس اجازه ورود به حریم خصوص خانواده را ندارد. سلسله مراتب ورودی در خانه‌های ایرانی به ترتیب زیر بوده است:
اغلب خانه‌ها به خصوص خانه‌های مجلل دارای سردر بوده‌اند، سکوهای کناری جلوی سردر پاخور داشته‌اند و برای کسانی که با صاحب‌خانه کار داشتند ولی لازم نبود وارد خانه شوند فضایی مناسب ایجاد می‌کرد. در خانه‌های سنتی ما حتی برای در زدن هم از ابزار متفاوت استفاده می‌شده است تا تشخیص جنسیت فرد پشت در برای صاحب‌خانه امکان‌پذیر باشد. دو عنصر فلزی حلقه برای زنان و کوبه برای مردان بر روی اغلب درها وجود داشته است. ادغام معماری ایرانی در فرهنگ اسلامی باعث شد تا هنر ایرانی در جهان به نام هنرو معماری اسلامی معرفی شود. حالت‌های فضایی معماری ایران قادرند که تجربه فضای صمیمی شخصی و خصوصی را در کنار فضاهای معظم و با شکوه عرضه کنند و می‌توانند تجربه فضاهای بسته و نیمه بسته و باز  و نیمه باز را در ترکیب با یکدیگر عرضه دارند تا آن‌جا که آدمی احساس کند روحش پناه گرفته و یا به گشایشی دست یافته است.
ارتباط درون خانه با فضای بیرونی به شکلی که امروزه وجود دارد مطرح نبوده، خلوت دیداری ساکنین خانه‌ها کاملا تامین بوده و این‌گونه نبوده که هر عابری به خلوت خانه راه یابد. طراحی خانه‌ها غالبا به صورت درون‌گرا بوده یعنی هیچ دریچه و پنجره‌ای به بیرون خانه وجود نداشته و تامین نور طبیعی نیز از طریق حیاط‌های مرکزی و یا سقف‌ها انجام می‌گرفته است. در خانه‌هایی هم که به صورت کوشک یا خانه باغ در اقلیم‌های سردسیر طراحی می‌شده معمولا حریم حیات یا باغ به اندازه‌ای بوده که هیچ‌گونه دیدی از خارج به داخل خانه امکان‌پذیر نبوده است.
در بعد شهری نیز محله‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که کاربری‌های مختلف به نحو مطلوب و مناسبی از هم تفکیک شده و هیچ مزاحمتی برای هم نداشتند. در فضاهای شهری کوچه‌ها در طول مسیر پیچ و خم‌هایی بر می‌دارند که نقش دیدشکن را دارند. این پیچ‌ها موجب پیدایش فضاهای خصوصی در طول مسیرهای حرکتی و عمومی می‌گردد.


فناوری جدید رابطه میان خیابان و خانه و فضای عمومی و خصوصی را در بسیاری از شهرهای امروزی تغییر داده است. اکنون سکونت یک فضای خصوصی نسبی را به وجود می‌آورد. در دنیای توسعه یافته دیوارها و درهای خانه‌های ما شاید رایج‌ترین مکانیزم‌هایی هستند که برای اداره حریم خصوصی و خلوت به کار می‌روند و در بیشتر موارد هیچ توجهی به این مساله نشده و راه‌کار خاصی برای حفظ و تامین آن در نظر گرفته نشده است. امروزه در مجموعه‌های مسکونی نه خلوت دیداری قابل تامین است و نه خلوت شنیداری وضعیت مطلوبی دارد. پنجره‌هایی که کاملا روبه‌روی هم قرار گرفته‌اند و دید مستقیم به دیگری دارند به طوری که ساکنین خانه‌ها برای حفظ خلوت و حریم خصوصی خود از دیدن ساختمان‌های بلند مجاور ناچار به استفاده دائمی از پرده و غیره می‌باشند، که نمونه‌هایی از تجاوز خواسته یا ناخواسته همسایه‌ها به حریم یکدیگر است.
محل قرارگیری درب‌های ورودی آپارتمان‌ها نیز معمولا به گونه‌ای است که در صورت باز بودن درب خانه هر رهگذری به راحتی می‌تواند به درون خانه دید داشته باشد. محل قرارگیری درب‌های ورودی واحدهای آپارتمانی نیز معمولا به گونه‌ای است که در صورت بازبودن در خانه هر رهگذری به راحتی می‌تواند به درون خانه دید داشته باشد.
از نظر خلوت شنیداری هم وضعیت مطلوبی وجود ندارد. دیوارهای بین واحدهای آپارتمانی و فضاهای مشترکی مثل نورگیرها و حیاط خلوتها به گونه‌ای هستند که به انتقال صدا در قسمت‌های مختلف خانهکمک کرده است و موجبات نارضایتی ساکنین هم از شنیدن ناخواسته صداهای مزاحم اطراف و هم از عدم تامین امنیت صوتی برای خودشان را به بار می آورد.ساختمان‌های بلند امروزی بر ساختمان‌های کوتاه‌تر اطراف سایه افکنده و گذشته از دید و اشراف بر آن‌ها مانع رسیدن نور طبیعی و آفتاب به این ساختمان‌ها شده و بدین ترتیب مخل آسایش و آرامش همسایگان شده‌اند.
 

چهارشنبه, 17 دی 1393 ساعت 11:41

معماری هند

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
معماری هند - 5.0 out of 5 based on 1 vote

Architecture.of.India

معماری هند

عناوین مطلب

  • معماری هند
  • فرهنگ و معماری هند
  • معماری اسلامی هند
  • تاج محل مروارید معماری هند
  • موقعیت مسجد جامع دهلی
  • معیارهای طراحی شهری در مکان گزینی مسجد جامع دهلی
  • معماری مسجد جامع دهلی
  • غارهای آجانتا
  • و..................هرآنچه به دنبال آن هستید.

این مطلب شامل پلان و تصاویر کلیه مکانهای معروف و برجسته هند در 52 صفحه مفید درختیار شما عزیزان قرار داده شد.

حجم فایل:1.65مگابایت

پسورد فایل: www.pupuol.com

معماری هند

هندوستان
 
هند از نظر جغرافیایی به سه منطقه ی عمده تقسیم می شود. شمال شرقی با کوه های عظیم هیمالیا، شمال غربی با دره های حاصلخیز رودهای سند و گنگ و شبه جزیره ی هند، مرکب از فلات های گرمسیری که به وسیله ی کوه ها و جنگل ها از رودهای شمالی جدا می شوند.
از نظر نژادی و مذهبی بهتر آن است که بگوییم همان گونه که سرزمین فلسطین در وادی ادیان سامی دارای اعتبار و منزلت است. هندوستان نیز در عرصه ادیان و مکاتب فلسفی شرق داراست.
تقریب بین مذاهب یکی از صفات بارز سرزمین هند است، جدای از آیین بودا که زادگاه آن از هند است و بعدها به کشورهای شرق دور منتقل می شود، ادیانی از قبیل «هندوئیزم»، «جینیزم» و «سیکهیزم» همه در هند متولد شدند و نکته ی جالب توجه اینجاست که بعد از ظهور اسلام، مسلمانان نیز هند را مکان امنی جهت زندگی در عین پایبندی به اعتقادات خود دانسته اند و هم اکنون بیش از 150 میلیون مسلمان در هند زندگی می کنند.
هنر و تمدن هند ناحیه ی وسیعی را در بر می گیرد که شامل کشورهای هندوستان - پاکستان - نپال - بوتان - بنگلادش - سری لانکا و بخشی از افغانستان است . بین هند و ایران به عنوان یکی از همسایگان قدرتمند غربی این کشور از سال های دور روابط بی شماری وجود داشته است. اشتراکات از اوستا (کتاب دینی کهن ایرانیان) و وادها (کتب مقدس هندوان) به وجود اصول مشترک گواهی می دهد. به خصوص این ارتباط از زمان ورود آریاییان در هند ملموس تر است.
 
هنر و تمدن هند به سه دوره تقسیم می شود:

1) پیش از آریایی (دراویدی)
2) دوره ی آریایی
3) دوره ی اسلامی
پیش از آریایی (نخستین دوران هنر هندی)

بر اساس اکتشافات قرن بیستم، در شبه قاره ی هند، یکی از قدیمی ترین تمدن های بشر با قدمت 4500 ساله کشف می شود. این اکتشافات که در دو شهر مهم «موهنجودارو» و «هاراپا» انجام گردید وجود تمدن بسیار قدیمی تر از دوران آریایی که تا قبل از این به عنوان اولین تمدن هند شمرده می شود را به جهان معرفی می کند. بقایای معماری موهنجودارو حکایت از تأسیس یک مرکز بزرگ تجاری با شهر سازی پیشرفته و خیابان های شمالی، جنوبی - خانه های چند طبقه - انبارهای غله - استخرهای وسیع و شبکه های پیشرفته فاضلاب دارد. جدای از این مراکز  اخیراً مناطق دیگری مثل راجستان در هند و کراچی در پاکستان نیز به خاطر وجود آثار پیش از آریایی به این مراکز افزوده شده است.
 
آثار هنری

برخی از آثار کشف شده ی هنری از تمدن دره ی سند حکایت از بازتاب بین النهرین در این تمدن دارد ولی برخی دیگر نشان دهنده ی یک سنت کاملاًًً هندی است. از نمونه ی آثار حجمی، پیکره ی نیم تنه ای از «هاراپا» مربوط به هزاره ی سوم تا دوم ق.م است که پیکر یک مرد برهنه را نشان می دهد و در ارتباط یادآور مجسمه های یونانی است ولیکن خاصیت سیال گونه ی بدن و تأکید بر سطوح جسمانی، از ویژگی های پیکره های هندی است .
 
از نمونه های دیگر مجسمه ی «کاهن شاه» از «موهنجودارو» مربوط به 2000 تا 1750 ق.م ساخته شده از سنگ صابون (استاتیت) است که در این مجسمه نیز ویژگی های هنر هندی مشهود است .
 
تعداد زیادی مهر کنده کاری شده بر روی سنگ صابون (استاتیت) از موهنجودارو به دست آمده که تداخل عناصر هنری هند و بین النهرین را به نمایش می گذارد و پیدا شدن یکی از همین مهرها در بین النهرین تخمین قدمت این آثار را راحت تر نموده است. نقش این مهرها عبارتند از نقوش حیواناتی نظیر گاو کوهان دار برهمن - گاو آبی - کرگدن و فیل به علاوه بعضاًً نقوش انسانی و درختان به عنوان اشیایی مورد پرستش. همین طور نقوشی که به عنوان اولین خطوط تصویری ما قبل هندی از آنها نام می برند. نقش انسان نشسته (با سر سه رخ) به حالت یوگا - نقش نیزه ی سه شاخه بالای سر انسان و نقوشی از این قبیل نشان از تأثیر آن بر سنت های 2 هزار سال بعد آیین بودایی و هندویی دارد .
 
در حدود اواسط هزاره ی دوم ق.م به خاطر مسائل طبیعی و ناسازگاری طبیعت، تمدن باستانی هند رو به زوال می رود. در همین اعصار شاهد کوچ اقوام آریایی به مناطق آسیای میانه هستیم و عده ای از آن ها به هند مهاجرت کرده و بعدها با به خدمت گرفتند «دراویدی ها» و تسلط بر آن ها تمدن باشکوهی را در این کشور تشکیل می دهند.

هنر هند در دوره ی آریایی

مجسمه سازی

آریایی ها در هنگام مهاجرت به هند اقوامی کوچ نشین و قبیله ای بودند، و به خاطر عدم تمرکز در نقطه ای ثابت هنر و معماری قابل توجهی نداشتند و اولین نمونه های به دست آمده از هنر آریایی مربوط به زمان ظهور بودا (566 تا 486 ق.م) است. در طی سده ی ششم ق.م دو دین بزرگ در هند پدید آمدند. یکی آیین بودایی که تأثیر عمیقی بر فرهنگ و هنر هند (در قرن 3 ق.م تا 7 م) گذاشت و دیگر برهمایی که هر چند نفوذی مثل بودا نداشت ولی تا امروز طرفدارانی را در هند دارد. اولین نشانه های تأثیر آیین بودا بر هنر را در دوران حکومت امپراطور «آشوکا» (232 - 273 ق.م) مشاهده می کنیم. از مهم ترین این آثار ستون های یادبود سنگی و حجاری هایی است که بی شباهت به حجاری های هخامنشیان نیست. یکی از آن ها سرستون «آشوکا» در شهر «سرنات» است که زیر نظر حجاران هخامنشی و به دست هنرمندان محلی ساخته شده است (مربوط به قرن سوم ق.م) .
 
همه ی شکل های کنده شده بر این ستون تمثیلی هستند مانند «چرخ» به تمثیل دور زندگی و مرگ و تولد دوباره، که البته معانی دیگری نیز دارد که در اینجا پیام آور پیام بودا درباره ی «چرخاندن چرخ قانون» است. نقش چهار شیر به تمثیل چهار ربع دایره و نقوش حیوانات که نشان گر بودا هستند.
تصویر بودا تا قرن ها به صورت نمادین اجرا می شد اما در پایان سده ی نخست میلادی هم زمان در «قندهار»  و «ماتهورا»  ناگهان او را با قیافه ای انسان گونه مجسم کردند. علت را باید تا حدودی در گسترش جنبش بودایی و ایجاد فرقه های مختلف در این آیین جستجو نمود که در طی سده های نخست میلادی دو فلسفه ی متضاد از بطن آن ها بیرون آمد و ماحصل تفکر مؤمنان متجددتر بوده که برای بودا شخصیتی خدایی قائل شدند و انبوهی از خدایان (بودیساتواها) را برایش در نظر گرفتند. پس از حمله ی اسکندر در سال 372 ق.م شاهد نفوذ هنر هلنیستی در فرهنگ و هنر هند هستیم که ماحصل آن ساخت مجسمه هایی از بودا به شیوه های غربی است.

هم زمان با این جنبش، روش های سنتی ساخت مجسمه که در «ماتهورا» مرسوم بود نیز انجام می شد که در نهایت در قرن سوم میلادی از تلفیق این دو شیوه، روش تازه ای برای ساخت مجسمه ها ایجاد شده که الگویی برای مجسمه سازان چینی قرار می گیرد. ولی در قرن پنجم میلادی مجسمه ای از «سرنات» به دست آمده که دو خصوصیت ایده آلیسم و آرمانگرایی بودا و شهوت انگیزی و کیفیت جسمانی هندی را یک جا نشان می دهد. کیفیت آرمانی در چهره و کیفیت جسمانی در لباس تنگ مجسمه .

به طور کلی می توان پیکر سازی در هند را با تأثیرات بین النهرین، یونان و هنر بومی هند مورد بررسی قرار داد. آیین بودا با گذشت زمان از طریق مبادلات بازرگانی و مسیر جاده ی ابریشم به کشورهای شرق دور (چین - ژاپن و کره) منتقل شده و دور جدیدی از خلق آثار هنری با تأثیر از بودا در این کشورها آغاز می شود، که در جای خود از آنها صحبت خواهد شد. جدای از آثار بودایی، آثار زیادی در هند متعلق به آیین هندویی است. این آیین هم که از ادیان آریایی به شمار می رود به عنوان مهم ترین دین در هند هنوز رواج دارد.

در آیین هندویی سه ایزد چرخش نظام هستی را به عهده دارند (خدایان تثلیث هندی)

1- برهما: ایزد خالق کیهان، که آثار کم تری از این ایزد دیده می شود، چرا که نقش این خدا به عنوان خالق به اتمام رسیده است. و در اصل «معمار بازنشسته» است.
2- ویشنو: ایزد محافظ کائنات، مهم ترین خدا در پهنه ی فرهنگ هندویی - تجلی این خدا بارها به صورت انسان بر روی زمین جهت حفظ نظام هستی انجام شده است و آثار هنری نیز بیش تر به تجلیات مختلف زمینی این خدا اختصاص دارد .
 
3- شیوا: ایزد نابودی، منشاء خیر و برکت - شفا دهنده - خدای رقص و... شمرده می شود و در اسطوره های هند و هنر هند نقش بسزایی دارد.
 
در پیکره سازی هند، تأثیر تمدن های بین النهرین، یونان و هنر بومی هند دیده می شود.

نقاشی
هنر نقاشی در هند هم پای مجسمه سازی پیشرفت کرده ولی آثار زیادی از آن برجای نمانده است. نخستین نمونه های به دست آمده از نقاشی هند آثاری هستند متعلق به سده ی اول ق.م در عبادت گاه «آجانتا» با موضوع زندگانی گذشته ی بودا. ولی آثار بعدی متعلق به سده های پنجم و ششم میلادی است و نمایانگر عصری است به نام «عصر طلایی گوپتا»، این نقاشی ها هر چند تصاویری از متون بودایی هستند ولی بیش تر بازتابی از یک هنر تجملی و درباری است. .
 
معماری
شروع معماری مذهبی در هند با پرستشگاههای غاری است. این غارها که به تقلید بناهای چوبی آن دوره ساخته می شدند بناهای تالار مانندی هستند که در اصل صخره های سنگی کنده می شدند و در انتهای تالار فضایی برای پرستش به وجود می آوردند نمونه ی آن غار «لوماس ریشی» مربوط به سده سوم ق.م در کوه های بربر است .
 
ولی مهم ترین بناهای اولیه مذهب آریایی در هند «استوپا» ها هستند. «استوپا» ها معابد گنبدی شکل و توپری هستند که از مصالح سنگ و آجر با درهای چوبی نقش دار درست شده و عموماًً محل حفظ بقایای (خاکستر) قدیسین بودایی است. نمونه های اولیه استوپاها در «ماتهورا» و دیگر نقاط به دست آمده، ولی عظمت این گونه بناها را در استوپای «سانچی» متعلق به قرن سوم ق.م مشاهده می کنیم .
 
هم زمان با آیین بودا، آیین هندو توانست تدریجاً نیروی لازم را برای رقابت با آیین بودا پیدا کند. کما بیش آثار محدودی از معماری هندویی قبل از میلاد مشاهده شده است ولی اکثر آثار معماری هندو را متعلق به سده های چهارم میلادی به بعد می دانند. در همین زمان آیین هندو در ساخت معابد غاری با آیین بودا به رقابت پرداخت و نمونه ای از آن ساخت تندیس هایی عظیم در فرو رفتگی های سطوح غار «اودایگیر» در «مادهیاپرادش» است. شاید عالی ترین هنر هندو در جزیره ی «الفانتا» باشد که درون قله ای را خاک برداری کردند و یک تالار ستون دار عظیم در دلش ایجاد نمودند .
 
معابد هندو عموماًً به پرستش دو ایزد (ویشنو و شیوا) و تجلیات آن اختصاص دارد و پیکره ی این خدایان نقش بسیار مهمی در ساختار معابد دارد و معمولاًً فضای داخلی معابد چنان اندک است و بر جزئیات خارجی چنان تأکید می شود که رفته رفته مرز میان پیکر تراشی و معماری برداشته می شود. از نمونه معابد هندویی می توان به معبد «خورشید» واقع در «کرناک»  و معبد «خاجوراهو» اشاره نمود .

هنر هند در دوره ی اسلامی

اولین مرحله از آشنایی هندیان با اسلام توسط بازرگانان عربی که به سواحل جنوبی هند مسافرت می کردند بر می گردد. مرحله ی بعدی مربوط به آغاز هجوم سلطان محمود غزنوی در قرن 11 میلادی به کشور هند است ولی از آنجایی که جنگ نمی تواند باعث مودت و دوستی و آمیزش فرهنگی گردد تأثیر چندانی در رسوخ فرهنگ اسلامی به هند نمی گذارد. مرحله ی سوم مربوط به دو قرن بعد از آن است و آن هم مهاجرت مسلمانان ایرانی به شبه قاره است. این مرحله نقطه ی عطف آغاز آشنایی وسیع و گسترده فرهنگ و هنر اسلامی در هند است. انتقال اسلام به هند اساساً توسط مسلمانان صورت می گیرد. اوج تجلی هنر اسلامی هند را که هنر «هندو - ایرانی» نامیده می شود، می توان در دوران حکومت مغولان تیموری (1526 - 1857 میلادی) مشاهده کرد.
تا قبل از استقرار مغولان تیموری در هند، این سرزمین دچار ناآرامی های سیاسی بوده است و استقرار مغولان توانست به گونه ای آرامش را وارد هند بکند. بر خلاف ایرانیان که از مغولان جزو ویرانی و آشوب چیزی ندیدند. هندیان آرامش خود را مدیون مغولان می دانند.
شروع حکومت مغولان هندی توسط «بابرشاه» است که توانست به گونه ای آرامش و ثبات را وارد هند نماید. ولی در دوران فرزندش «همایون شاه» (56 - 1530) مجدداً آشوب به هند وارد می شود که همایون را مجبور به پناهنده شدن به ایران می کند. شاه طهماسب صفوی از او استقبال کرده و پس از حدود ده سال به او کمک می کند که حکومت از دست رفته را بازیابد. همایون شاه به خاطر آشنایی با هنر ایران علاوه بر دانشمندان دیگر، دو تن از هنرمندان ایرانی به نام های «میرسیدعلی» و «عبدالصمد» را با خود به هند می برد و از این زمان هند بیش ترین تأثیر را از هنر ایرانی می گیرد. این تأثیرات را در زمینه ی نقاشی مینیاتور - هنرهای دستی - فرش و معماری به وضوح می توان مشاهده کرد.
امپراطوران بعدی مغول چون «اکبرشاه»، «جهانگیر» «شاه جهان» و... به ترتیب بر کمیت و کیفیت این تأثیرات افزودند. هنرمندان ایرانی با تأسیس کارگاه هایی در هند آثار کم نظیری در زمینه های نسخ مصور خطی، آثار چوبی، فلزی، سنگی و معماری از این دوران بر جای گذاشتند. نسخ خطی دوره ی اسلامی هند اغلب به زبان فارسی و خط نستعلیق است و زبان فارسی در حکم زبان دینی مسلمانان هند است .
 
معماری
معماری اسلامی هند از دوران سلاطین دهلی قرون 6 تا 10 هجری قمری آغاز می شود. آن ها شیوه ای خاص به نام «هندواسلامی» را مشابه آثار در هنرهای تزئینی رواج دادند که تلفیقی است از معماری هندی (مثلاًً استفاده از سنگ برای پوشش و تزیینات) و معماری اسلامی ایران (مثلاً قوس های جناغی و کتیبه ها). منار و مسجد «قطب منار»: این بنا در دهلی است و به نام های «مسجد جامع» یا «مسجد قوت الاسلام» نیز خوانده می شود. قطب منار توسط «قطب الدین ایبک» به عنوان اولین مسجد مسلمانان در هند ساخته شده و در ساختمان آن از مناره ی بناهای کشورهای آسیای میانه تقلید شده است. طرح مناره از «پاپیل» های مضرس (مثلث شکل) تشکیل شده (به ستون های نیمه برجسته ی متصل به بنای اصلی «پاپیل» می گویند.) و در هر قسمت آن کمربندی از کتیبه های ایرانی کار شده است. نمای مناره و مسجد تماماً از سنگ های شنی سرخ و مرمر صاف استفاده شده است. این مسجد الگوی سایر مساجد در هند قرار می گیرد .
 
آرامگاه همایون شاه: پادشاهان هندی به ساخت آرامگاه توجه خاصی نشان می دادند. مجموعه ای از آرامگاه های متعدد با پوشش سنگهای سرخ و مرمر سفید در هند باقی مانده که نمونه ای از آن آرامگاه همایون شاه دومین پادشاه «گورگانی» هند است . از سایر آرامگاه ها می توان به آرامگاه «اکبر شاه»  و «اعتماد الدوله»  اشاره نمود.
 
تاج محل: این بنا در اصل مقبره ی «ممتاز محل» همسر «شاه جهان» است که در منار رود «جمنا» و در شهر «آگرا» ساخته شده و بعد از مرگ شاه جهان جنازه ی او نیز در همین محل دفن می گردد. این بنا جنبه ای مقدس برای هندیان دارد و آن را جزء عجایب هفتگانه به شمار می آورند. طرح و فرم مجموعه ی آرامگاه در هرمی «متساوی الساقین» ساخته شده و متفاوت با بناهای دیگر هندی است. طرح بنای مقبره هشت ضلعی است و در اصل از مربعی تشکیل شده که گوشه های آن بریده شده است. (مثمن بغدادی) .
 
این مقبره دارای چهار گلدسته، گنبدی با پوشش سنگ مرمر و نمایی با سنگ سرخ و مرمر است. ایوان ورودی بنا با نمایی از سنگ مرمر و خط ثلث عالی و معرق های سنگی تزیین شده است. در ساخت این بنا از حداکثر تکنیک و فنون معماری که تلفیقی از معماری هند و ایرانی است استفاده شده است .

نخستين فرهنگ بزرگ هندي در ۳۰۰۰( ق.م) در علياي دره سند متمركز شده بود "موهنجودارو" و "هاراپا" در پاكستان امروزي از مناطق اصلي گسترش اين فرهنگ می باشند. هجوم آريائيان در ۱۸۰۰ (ق.م) را  مي توان شروع گسست در هنر هندي دانست.

موهنجودارو

واقع در ۴۰۰ كيلومتري شمال كراچي پاكستان امروزي و در بردارنده تمدن عظيمي در ۳۰۰۰( ق.م) در دره رود سند بود. طرح شهرسازي مدرن و علمي كم نظير آن باعث شد تا آن را "مانهاتن عصر برنز "بنامند.در نقشه شهرسازي آن بلوار عظيم شمالي-جنوبي با خيابانهاي فرعي شرقي-غربي قرار داشته و منازل مسكوني در كوچه هاي باريك اين خيابان ها واقع بوده است.

دو اصل اساسي در طرح منازل رعايت گرديده:

۱-  امنيت

۲-  آسايش

درب منازل در گذرگاه هاي فرعي باز مي شده و نور و هوا از حيات خلوت تامين مي گرديده. بناها به صورت دو طبقه با پلكان به يكديگر متصل بوده اند وجود چاه هاي آجري با درب به منظور جلوگیری از افتادن اجسام به داخل آن ، حتي تا زمان رم و يونان باستان ديده نشده است.
سيستم فاضلاب سرپوشيده درون شهري زير پياده روها كه به خارج شهر هدايت  مي شد، حمامي ساخته از آجر و ملات ساروج بر روي تپه اي مصنوعي به ارتفاع ۷ تا ۱۴ متر با ديوار اصلي دو جداره و كف شيبدار به سمت مجراي فاضلاب ،  انبار غله و نيز سالني داراي ۲۰ ستون با حياط خلوت داخلي به عنوان دفتر مركزي همگي از امتيازات اين شهر محسوب مي شدند .

از موارد شگفت انگيز تمدن موهنجودارو 

۱ - پيشرفت در زمينه آجر سازی با آجرهايي به ابعاد استاندارد۹/۲۷×۴۲/۱۳×۳۵/۶سانتی متر .
۲- ساخت شبكه فاضلاب بر اساس اصول فني و استاندارد.
۳ - ساخت خانه هايي براساس نقشه و اندازه يكسان .
۴ -برقراري عدالت اجتماعي با توجه به وضع ساختمان سازی ایشان ، چنانچه وضع اجتماعي مردم آن با وضع مردم سومر برابر و ازمصريان و بابليان زمان خود برتر بود.
اين تمدن تا ۳۰۰ (ق.م) ادامه داشته و همچنان با تمدنهاي مصر و بين النهرين در ارتباط بوده است،شاهد اين مدعا مهرهايي است كه در هردوي اين تمدن ها يافت شده است. 

آرياها و دوره ودائي

آرياها دين ودائي كه از سروده هاي " ودا " مشتق مي شود و خدايان متعدد و عناصر طبيعي مورد ستايش قرار مي گيرند را به هند آوردند از جمله :
 وارونا : خدای آسمان ، شب .
 آگي : خدای آتش .
 سوما : خدای قرباني .         
 ايندرا : خدای آسمان.

دوره بودايي

از حدود قرن ۳( ق.م)  تا ۶ و ۷ میلادی آئين بودايي حاكم بر هند،  بر فرهنگ و هنر آن سرزمين تاثيرات زیادی گذاشت.
"بودا ساكياموني" حدود ۵۶۳ ق.م  متولد شد. وي فرزند پادشاه منطقه اي در مرز هندو نپال بود  در پی مشاهده دردهاي اجتماعي مردم راه رياضت را پيشه كرد و اصول و قواعدي را پايه ريزي نمود كه بيش از يك ميليارد نفر پيرو در جهان پيدا كرد.
آثار معماري دوره ودائي و بودايي: از چوب بوده و به همين دلیل از كوشكهاي عظيم و هفت طبقه آن زمان چيزي به جاي نمانده است. ليكن بنا به وصفيات اين آثار متأثر از هنر ايراني بوده اند.
معماري عصر بودا: پس از گرويدن " آشوكا " به دين بودائي  آثار معماري هندي از سنگ ساخته شد و نمادهايش را از آيين بودا وام گرفت. از جمله آثار باقيمانده سر ستوني از كاخ آشوكا در منطقه " سارنات " هندوستان است كه چهار شير پشت به پشت روي آن حكاكي شده اند . آنها غالب و شكل ايراني دارند، در زير آنها نقوش برجسته اي از فيل و گردونه آيين بودا به نماد چرخه زندگي و حيات رسم شده و زير اين كتيبه نيلوفر آبي سنگي بزرگي حجاری شده است كه در معماري ايران بسيار به چشم مي خورد ؛ نماد نيلوفر، در هنر چين و ژاپن نیز دیده می شود.
از آثار معماري دوره بودايي ( بويژه معماري مذهبي) تعدادی  معبد ، استوپا و معابد غاري  به جاي مانده اند.

استوپا

در دوره كهن پشته خاكي بود كه بر گوري قرار داشت، بعدها  به بنای گنبد يادبودی به منظور نگهداری جسد پارسای بودایی تغيير شكل داد. استوپا محل حفظ خاكستر مردگان ، نماد مرگ بودا ، نشانه آيين بودايي و محل پرستش محسوب مي شود.اكثر استوپاها از گنبدي آجري كه دكلي  روي آن بر افراشته شده و اطرافش را نرده هاي سنگي پوشانده ساخته شده اند و روي نرده ها با نمادهاي بودايي تزئين شده، قديمي ترين استوپا در بارهوت هندوستان واقع است.

۱- استوپاي سانچي

معروفترين استوپاي آجري هند ،كه ورودي آن از سمت جنوب به صورت پلكاني به داخل راه دارد ارتفاع گنبد آن از زمين ۱۵ متر است و ساقه آن ۶ متر بلندي دارد. در بالاي گنبد فضاي مربعي به نام " هاريكا " قرار دارد و وسط آن دكل مزين با چند پر نصب شده  دور تا دور محل استوپا را   نرده سنگي گردي مي پوشاند كه از چهار سمت داراي چهار دروازه مي باشد.
 
معابد غاري

محل خلوت و تن آسايي و آرامش رهروان زنده دل بودايي بود كه در سنگهاي كوه بنا مي گرديد. غالباً سردر آن نعلي شكل بود و با ستونها ، ديوارهاي سنگي و رواق هاي خوش نقش تزئين مي شد و داخل غار را ستونهاي مزين و سر ستونهاي جانوران به حالت نقش برجسته تشكيل مي داد. درون معبد تالاري براي اجتماع بود و در انتهاي آن محرابي كه بقاياي اجساد مردگان مقدس در آن قرار مي گرفت و در طول تالار دو رديف ستون شبستان را از راهروهاي كناري جدا مي كرد.

معبد غاري كارلي

در فاصله ميان " بمبئي " و " پونه " از كهن ترين و زيبا ترين معابد غاري است كه در سال  ۵۰ میلادی ساخته شد و برای ساخت آن قله يك تپه را خالي كرده و معبدي با طول ۳۸ متر و ارتفاع ۱۴ متر بنا كردند، صحن مركزي به استوپايي در انتها منتهي مي گردد. در دو طرف صحن دو رديف ستون با سر ستونهاي زنان و مردان فيل سوار احداث شده كه پشت آنها راهرو مي باشد.
اطراف در ورودي فيل هاي غول پيكر نقش شده اند به همراه پيكره هاي موجدار زنان و مرداني كه با حالت خشك و بي حركت نقش برجسته های استوپا در داخل تناقض دارند.

۲- غارهاي آجانتا

داراي بزرگترين و مهمترين نقاشيهاي بودايي است. اين مجموعه غارها گاهي داراي ستونهايي است كه در پايين چهار گوش و در بالا مدور بوده به نوارهاي گل آذين ختم شده . اين غارها تركيبي از معماري و پيكره تراشي محسوب مي گردند.
برج بوده گايا:
از جالبترين معابد بودايي با طاقهاي جناقي (تيزه دار) كه در قرن اول ميلادي بنا گرديد.

نكات معماري بودايي هند 

۱-  عظمت معماري بودايي هند بيشتر در پيكرتراشي است تا سبك معماري، زيرا نماي بيروني معابد عريان است و بنا تركيبي از معماري و پيكرتراشي محسوب مي گردد. 
۲- در معماري مذهبي بودايي دو نوع ساختمان وجود داشت الف:  تالار تمركز كه گسترده حجره راهب بود. ب: گنبد كه بقعه اشيا متبرك محسوب مي شد ؛ كه  این دو ابتدا از هم     مجزا بودند ولي از حدود سه یا چهار قرن پس از مرگ بودا به يكديگر پيوستند و يك بنا را تشكيل دادند.

معماري معابد هندو

آئين هندو در قرن اول و دوم قبل از میلاد به اوج قدرت رسيد.

۱- غارهاي اِلفانتا

 در سده شش میلادی با ساخت تالار ستوندار عظيمی با حدود ۳۰۰ متر مربع درون قله ای بنا گرديد . سرديس شيوا در مقام خداي خدايان شبيه سازي شده است و وجود سرديسهايي كه سه چهره را شامل مي شود به همراه افسانه شيوا كه بر ديوارها كنده شده اند بر عظمت اين كاخ  مي افزايند.
 
۲- معبد ويشنو

در اوايل سده شش میلادی در شمال هند بنا گرديد . اين نيايشگاه سنگي محل اقامتگاه خدا محسوب مي شود و ملزم به رعايت ساخت اتاقكي براي تمثال يا نماد مورد پرستش است اين اتاقك ديوارهاي جسيم و سقف سنگي دارد تا بتواند خدا را در خود نگاه دارد. معابد هندو   علاوه بر محل اقامت خدا و نيايشگاه بودن ، نماد انسان ازلي ( پوروسا ) هم محسوب مي شوند.  نقشه آن براساس ماندالا يا نمودار جادوئي كيهاني است و در كل بايد اين معابد را به عنوان يك اثر مجسمه يا پيكره تراشي تجسم كرد نه يك اثر معماري

-  معماري معابد " جين" 

آيين جين از مهمترين آئينهاي هندي است كه به معماري علاقه خاص نشان داد و پیروان آن در سده ۱۱ و ۱۲ میلادی  زيباترين معابد هند را بنا كردند.
نقش معابد ابتدا نقشه معابد غاري بودايي بود سپس نقش معابد ويشنو و شيوا را بر فراز تپه اي بر افراشتند گرچه از درون بسيار پيچيده بود ولي نمايي ساده داشت ، تقواي جين ها باعث شد پيكره نامداران جين را در اين معابد قرار دهند.

معبد جين در "ايهلي" 

تقريبا به سبك يوناني است ، با شكل مربع و ستونهايي در بيرون يك رواق با يك اتاق مركزي در داخل.
در معابد جين ها و معابد هم عصرشان انتقال از شكلهاي مدور نيايشگاههاي بودايي به سبك برج دار هند قرون وسطي و رسيدن از شبستان محصور با ستونها به سالني كه در پشت آن زاويه اي است كه رويش برجي حجاري شده كه به صورت طبقه طبقه است و بيشتر معابد هندو در شمال به همين سبك بنا گرديدند.
در آثار هندي پرداختن به جزئيات بسيار مشهود است . گرچه در شمال هند بيشتر آثارنابود گرديد ولي در جنوب هنوز آثاري با عظمت مشهود است .

طرح ساختماني آثار جنوبي متشكل از سه عنصر بود 

۱- دروازه ،

۲-  ايوان ستوندار ،

۳-  برج كه تالار اصلي و زاويه دار را در خود داشت.

نتيجه گيري

معماري هندي به جز چند نمونه در خدمت دين بود و چنانچه از آثار معماري همجوار آن مشخص است از مرزها عبور كرده و تا تايلند ، سيلان ، تبت ، تركستان ، مغولستان ، چين ، كره ، ژاپن و... رسيد.

پنج شنبه, 18 دی 1393 ساعت 10:04

معماری جهان

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)
معماری جهان - 5.0 out of 5 based on 2 votes

معماری جهان

کتاب آشنایی با معماری جهان

دکتر لیتکوهی( دانشگاه پیام نور)

نگارش کتاب آشنایی با معماری جهان با تهیه منبعی خودآموز و جامع برای این درس در چهارچوب ضوابط کتب درسی پیام نور شکل گرفت ، آنچه در این میان بیشتر از سایر فاکتورها مدنظر قرار گرفت تلاش در جهت خلاصه سازی مفاهیم و نمونه ها و نیز پرهیز از مواجهه دانشجو با حجم زیادی از مطالب وداده های تکراری است که این امر قابلیت خودآموزی و درک مفاهیک کتاب را افزایش می دهد.
کتاب در ۱۵ فصل با سیری تاریخی به بررسی معماری جهان در گسترده های جغرافیایی گوناگون پرداخته ودر هر فصل نمونه هایی نیز برای درک بهتر مطالب آورده شده است.
کتاب حاضر منبعی آموزشی است که بر اساس سرفصل های مصوب این درس در رشته معماری و نیز با درنظر گرفتن محدودیت های کتب دانشگاهی از لحاظ تعداد صفحات شکل گرفته و دانشجویان و علاقه مندان در جهت مطالعه بیشتر می توانند به منابع مورد اشاره در انتهای کتاب مراجعه نمایند.

این مطلب در 180 صفحه برای شما عزیزان قرار داده شده است.

حجم فایل:19.8مگا بایت

پسورد فایل: www.pupuol.com

معماری جهان

 معماری ایرانی؛ معماری درون‌گرا
معماری در ایران بیش از ۶۰۰۰ سال تاریخ پیوسته دارد. این معماری نه‌تنها فراتر از مرز جغرافیایی ایران امروزی نمودی بارز دارد بلكه از نظر تنوع، پهنه وسیعی را در بر می‌گیرد.
عناصر طراحی نیز در معماری ایرانی از قدمتی ۳ هزار ساله برخوردار است. این عناصر از تالار گوردخمه‌ها گرفته تا سقف چهارطاقی‌ها و چهارایوانی‌ها همواره در دوران‌های مختلف حضور داشته و تاثیرگذاری خود را در زندگی امروز نیز حفظ كرده‌اند. در واقع معماری ایرانی دارای استمراری بوده كه هر چند بارها بر اثر كشمكش‌های داخلی و هجوم‌های خارجی دستخوش فترت یا انحراف موقتی شده، با این همه به سبكی دست یافت كه با هیچ سبك دیگری اشتباه نمی‌شود. در ایران معماری آثار تاریخی در عین اینكه دارای مفهوم و هدف دینی و آیینی است، مانند سایر نقاط جهان وابسته به عواملی چون اقلیم، مصالح موجود، فرهنگ منطقه، فرهنگ همسایه، دین و آیین و باور و بانی بناست.
اصول معماری ایرانی
مهم‌ترین اصول معماری ایرانی را «درون‌گرایی»، «پرهیز از بیهودگی» ، «مردم‌محوری» ، «خود‌بسندگی» و «نیارش» دانسته‌اند.
درون‌گرایی
یكی از باورهای مردم ایران زندگی شخصی و حرمت آن بوده كه این امر به گونه‌ای معماری ایران را درون‌گرا ساخته است. معماران ایرانی با سامان‌دهی اندام‌های ساختمان در گرداگرد یك یا چند میان‌سرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا می‌كردند و تنها یك هشتی این دو را به هم پیوند می‌داد.
 پرهیز از بیهودگی
در معماری ایران تلاش می‌شده كار بیهوده انجام نشود و از اسراف پرهیز می‌كردند.
مردم‌محوری
مردم‌محوری به معنای رعایت تناسب میان اندام‌های ساختمانی با اندام‌های انسان و توجه به نیازهای او در كار ساختمان‌سازی است. در ایران هم مثل مكان‌های دیگر، معماری هنری وابسته به زندگی است. معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه بالای مردم می‌گرفته و روزن و روشندان را چنان می‌آراسته كه فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرا می‌آورد. پهنای اتاق خواب به اندازه یك بستر است و افراز طاقچه به اندازه‌ای است كه نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد و از طرفی تالار كه مخصوص مهمان است به اندازه‌ای پهناور و باشكوه بوده كه شایسته پذیرایی باشد.
خودبسندگی
معماران ایرانی تلاش می‌كردند مصالح مورد نیاز خود را از نزدیك‌ترین نقاط ممكن به‌دست آورند و ساختمان‌ها را چنان می‌ساختند كه نیازمند به مصالح جاهای دیگر نباشد و تنها به خود اكتفا كنند. به این ترتیب كار ساخت‌وساز با شتاب بیشتری انجام می‌شد و ساختمان با طبیعت پیرامون خود سازگارتر بود و هنگام بازسازی و نوسازی نیز همیشه مصالح در دسترس است.
نیارش
نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح‌شناسی گفته می‌شود. معماران به نیارش ساختمان بسیار توجه می‌كردند و آن را از زیبایی جدا نمی‌دانستند. آنها به تجربه به اندازه‌هایی برای پوشش‌ها و دهانه‌ها و جرزها دست یافته بودند كه همه بر پایه نیارش به دست آمده بود.
بناهای تاریخی ایران را بر اساس سبك معماری

می‌توان به صورت زیر دسته‌بندی كرد:
پیش از پارسی، پارسی، پارتی، خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی. در این تقسیم‌بندی چهار شیوه خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی از شیوه‌های دوران اسلامی هستند و به دنبال دگرگونی‌های پس از آمدن اسلام به ایران پدیدار شدند.
معماری پیش از پارسی
محوطه قدیمی زاغه در دشت قزوین، تپه سیلك كاشان، معبد چغازنبیل مربوط به دوران عیلامیان، تپه هگمتانه و نوشیجان تپه در استان همدان از نمونه‌های این معماری هستند. نمونه دیگر این دوران، معماری مادی استودان‌ها است كه برخی از آنها را در دكان داوود در نزدیكی سرپل ذهاب، در فخریك كردستان و... می‌توان مشاهده كرد.
معماری پارسی
محوطه تاریخی پاسارگاد به علاوه آرامگاه كوروش، كاخ آپادانا در شوش، مجموعه كاخ‌های تخت‌جمشید و آرامگاه‌های واقع در نقش رستم از نمونه‌های معماری‌های این سبك هستند. شیوه معماری پارسی، نخستین شیوه معماری ایران است كه روزگار هخامنشیان تا حمله اسكندر به ایران را در بر می‌گیرد. در این
معماری، بیشتر از آنكه بتوانیم به یك سبك خاص اشاره كنیم می‌توانیم توانایی و هنر ایرانی را در تقلید درست و هماهنگی میان سبك‌های مختلف ارزیابی نماییم.
در حقیقت بنیاد شیوه پارسی از همان ساختمان‌های ساده كه در سرزمین‌های غرب و شمال غرب ایران و دیگر جاها بوده برگرفته شده است اما پدیده تازه‌ای كه با گسترش فرمانروایی پارس‌ها روی می‌دهد، همكاری هنرمندان مختلف از سرزمین‌های گوناگون است. علاوه بر نمونه‌هایی كه به عنوان معماری پارسی ذكر شد می‌توان به الگوی چهار‌باغ اشاره كرد كه یكی از ماندگارترین ابداعات هخامنشیان در عرصه طراحی است كه در پاسارگاد پا به منصه ظهور گذاشت و ادامه یافت.
معماری پارتی
معبد آناهیتا در كنگاور، كوه خواجه در سیستان، آتشكده فیروزآباد، بازه هور در نزدیكی نیشابور، كاخ سروستان و كاخ قصر شیرین از نمونه‌های معدود این سبك معماری در داخل ایران به حساب می‌آیند. طاق كسری در نزدیكی بغداد، كاخ الحضرا، مجموعه فسا و كاخ آشور از نمونه‌های این سبك معماری هستند كه خارج از مرز جغرافیایی ایران امروزی قرار دارند. شاید بتوان گفت آنچه كه ما معماری پارتی می‌نامیم، نه معماری یونانی است و نه معماری هخامنشی. در این دوران معماران به نوآوری بزرگی در طول تاریخ بشری دست یافتند كه همان پوشش‌های طاقی در دهانه‌های بزرگ و گنبدها در زمینه چهارگوش است.
شیوه خراسانی
مسجد جامع فهرج، تاریخانه دامغان؛ مسجد جامع اصفهان؛ مسجد جامع اردستان؛ مسجد جامع نایین و مسجد جامع نیریز از مثال‌های این شیوه معماری هستند. یكی از نمونه‌های ساختمان‌هایی كه در شیوه خراسانی پدیدار شد و در معماری ایران جایگاه ارجمندی پیدا كرد، مسجد است. از ویژگی‌های این شیوه سادگی بسیار در طراحی؛ پرهیز از بیهودگی؛ مردم‌محوری و بهره‌گیری از مصالح بومی است.
شیوه رازی
گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان (آغاز طرح چهار‌ایوانی)؛ مسجد جامع زواره؛ مسجد جامع اردستان (افزوده‌ها)؛ گنبد سرخ مراغه؛ رباط شرف؛ برج‌های خرقان و مقبره امیر اسماعیل سامانی در بخارا با این شیوه بنا شده‌اند. شیوه معماری رازی همه ویژگی‌های خوب شیوه‌های پیشین را به بهترین گونه داراست. نغزكاری شیوه پارسی، شكوه شیوه پارتی و ریزه‌كاری شیوه خراسانی در شیوه معماری رازی با هم می‌پیوندند.
شیوه آذری
گنبد سلطانیه، مسجد علیشاه تبریز، مسجد جامع ورامین، مسجد جامع یزد، مسجد گوهرشاد، مسجد میرچقماق یزد، مسجد بی‌بی خانم سمرقند، گور امیر سمرقند و مسجد كبود تبریز از بناهایی به سبك معماری آذری هستند. سرزمین آذربایجان در معماری ایران در رده نخست اهمیت جای دارد، چراكه سه شیوه معماری ایران یعنی پارسی، آذری و اصفهانی از آنجا سرچشمه گرفته و به سراسر كشور رسیده است. در این شیوه معماری بیشتر از هندسه در طراحی استفاده می‌كردند و به این سبب گوناگونی طرح‌ها در این شیوه بیشتر از همه است. ساختمان‌هایی كه در این شیوه ساخته می‌شدند، همچون گنبد سلطانیه ومسجد علیشاه تبریز از اندازه‌های شاهانه برخوردار بودند.
شیوه اصفهانی
مسجد امام اصفهان، مسجد شیخ لطف‌الله، مدرسه خان شیراز، مجموعه گنجعلی‌خان كرمان، كاخ چهلستون، هشت بهشت، مدرسه چهارباغ اصفهان، مدرسه امام كاشان و مدرسه آقا بزرگ كاشان از نمونه‌های این شیوه معماری به شمار می‌روند. خاستگاه این شیوه اصفهان نبوده ولی در اصفهان رشد كرده و بهترین نمونه‌های آن در این شهر ساخته شده‌اند. این شیوه كمی پیش از روی كار‌آمدن صفویان از زمان قره‌قویونلوها آغاز شده و در پایان روزگار محمد‌شاه قاجار، دوره نخست آن به پایان می‌رسد. دوره دوم آن زمان انحطاط این شیوه است كه در واقع از زمان افشاریان آغاز و در زمان زندیان دنبال شد ولی انحطاط كامل آن از زمان محمدشاه آغاز شد و در دگرگونی‌های معماری تهران و شهرهای نزدیك به آن آشكار شد و از آن پس دیگر شیوه‌ای جانشین شیوه اصفهانی نشد.

آموزش معماری
سخنران:دکتر عیسی حجت
معماری از تشکل تا تحول
1- معماری در مرحله تشکل: معماری بدون معمار،معماری طبیعی، معماری جامعه بدوی
2- معماری مرحله تکامل: معماری متعین، معماری الگویی،معماری جامعه سنتی
3- معماری مرحله متحول: معماری نا متعین،معماری بدعت،معماری جامعه مدرن
آموزش
الف)آموزش وحدت گرا:
1- آموزش سنتی: تجلی نا خودآگاه ارزشها
2- آموزش سنت گرا: نگاه بیرونی به سنت و بازنمایی آن
3- آموزش ایدئولوژیک: تجلی خود آگاه ارزش ها
ب) آموزش کثرت گرا:
1- آموزش بی گرایش: هرکس با عقیده خودش
2- آموزش پر گرایش: پیروی از سلیقه روز
که در مورد هر کدام از این موضاعات مفصلا بحث شد.از آموزش معماری در دانشکده بوزار فرانسه و باهاس آلمان تا معماری جامعه امروز.
در حال حاضر معماری تابع سیاستهای حاکم بر جامعه است و در دانشکده های ما بیشتر تکیه روی آموزش کثرت گراست که در حال حاضر اساتید فقط از کار شما اشکال فنی می گیرند که و در واقع اکثرا آموزش بی گرایش داریم.هر کس با سلیقه خودش. از یک اتلیه 60 تا کار بیرون میاد که هیچ کدام مثل هم نیست.
مثلا می بینیم دانشجویی در طول 6 سال تحصیل در هر سال کار خود را با شیوه ای متفاوت ارائه می دهد . و سبک مشخصی ندارد.
در شهری که هر کس هر جور دوست دارد خانه طراحی می کند..چیزی میشود مثل تهران امروز با این شکل و قیافه!!!
وقتی از ایشان پرسیده شد که به نظر ایشان کدام یک از آموزش ها ترجیح دارد؟
جواب دادند که من هم نمی دانم...من از دانشحویان خواستم تا در پایان نامه هایشان روی این موضوع کار کنند که کدام یک از آموزش ها می تواند بهتر باشد.

آموزش معماری
معماري گونه اي از ايجاد هنري است كه معمار به عنوان هنرمند خالق آن ،فضايي مي سازد براي انسان تا خود را در آن بيابد. اثر معماري آن هنگام درك مي شود كه فرد به عنوان بهره بردار در فضاي محصول معماري قرار گيرد... 
معماري گونه اي از ايجاد هنري است كه معمار به عنوان هنرمند خالق آن ،فضايي مي سازد براي انسان تا خود را در آن بيابد. اثر معماري آن هنگام درك مي شود كه فرد به عنوان بهره بردار در فضاي محصول معماري قرار گيرد.از اين رو در عرصه زندگي اجتماعي انسان،شالوده آنچه كه شهر و توده هاي زندگي جمعي انساني ناميده مي شود، همان معماري است.اگر فرد و جامعه را در رابطه اي دو طرفه ،همانند جزء به كل و برعكس ،در حال تاثير و تاثر بر يكديگر بررسي كنيم؛معماري در عرصه زندگي فردي و جمعي انسان ظرف اين رابطه مي باشد.ظرفي كه مظروف آن در هر لحظه از زمان در حال تغيير و حركت است . اين حركت مي تواند در جهت رشد و يا تخريب ظرف باشد.
عشق ،آزادي،توليد احساس و انديشه،رشد صنعت ، آسايش و راحتي روز افزون همه از مفاهيمي است كه انسان در جمع و فرديت خويش به جستجوي آن مي پردازد. بشر در تلاشهاي مزمن خود در طول تاريخش همواره كوشيده تا در كشمكش ميان خود و اجتماع براي جستجوهاي خويش معنايي بيابد.اين معنا كه از سويي انگيزه خاموش او و از سوي ديگر هدف ارتقاء اوست ؛ در ظرف زندگي بشر، يعني معماري بوجود مي آيد.
با توجه به آنچه گذشت معماري به عنوان يكي از عناصر فرهنگ ساز رابطه اي دو طرفه با فرهنگ هر جامعه اي دارد.تبيين جايگاه معماري به شكلي سيال و پويا به ميزان آگاهي و شناخت يك جامعه از معماري و تاثير آن بر فرهنگ جامعه وابسته است.
عليرغم وجود پيشينه تاريخي و فرهنگي برجسته، معماري د ركشور ما از جايگاه مناسبي برخوردار نيست.چنانكه اگر دو بعد فني و هنري معماري را در نظر بگيريم،بعد هنري آن به دليل ساختار نامناسب مديريتي در سطح خرد و كلان ، مهجور و واپس زده شده و از نظر فني نيز كشور ايران به طور كلي در صنايع و بويژه ساختمان سازي قرنها از استانداردهاي جهاني عقب مانده است.جامعه بحران زده كنوني ايران در راس همه مشكلات خود نا بساماني هاي اقتصادي را پيش رو دارد همين امر در كنار عوامل ديگري چون مديريت منفي منابع انساني و وجود افراد بي اطلاع در پستهاي مهم تصميم گيري و همچنين عدم نظارت تخصصي و تبليغات كار آمد ،تيشه به ريشه هنر و جايگاه آن در جامع زده و مي زند.متا سفانه اين بي مهري و نا آگاهي در همه عرصه ها و ازجمله معماري نيز اثرات مخرب خود را بر جاي نهاده است. كه شاهد آن حضور صدها بناي باشكوه به يادگار مانده از دوران عظمت معماري ايران است كه در اين چند ساله انچنان صدمه ديده اند كه در طول عمر هزاران ساله خود با آن مواجه نشده بودند و يا نمونه ديگر وضعيت دانشكده هاي معماري در حال حاضر است كه در چهار چوبي دست و پا گير و با نگاهي محكوم كننده به دانشجويان در حال آموزش آنان هستند؟
آنچه بيش از همه ،دانشكده ها ي معماري را تحت الشعاع خود قرار داده است ،نگرش و فهم وجودي هنر جويان تازه وارد از سويي و از ديگر سو مديريت كلان جامعه و نگرش سوء مسئولين دانشگاهها به دانشجويان معماري مي باشد..هنر جوياني كه به عنوان دانشجوي رشته معماري و ديگر رشته هاي مرتبط مشغول مشغول به تحصيل مي شوند از بطن همين جامعه برخاسته اند.افرادي كه به حيطه آموزش معماري وارد مي شوند بايستي قبل از هر چيز حداقل دركي شهودي و حضوري از هنر و زير گروههاي وابسته به آن داشته باشند.يعني جامعه اي كه در آن زندگي مي كنند مي بايست اين زمينه را در آنان بوجود مي آورد كه حال و روز اين جامعه بر انديشمندي پوشيده نيست.
اين دانشجويان بي آنكه اطلاعي درست و دقيق از هنر داشته باشند در روند آموزش معماري قرار مي گيرند.در اين مرحله آموزشهاي معماري بي آنكه جايگاهي مطمئن و يا فهمي صحيح از خود در فرد ايجاد كنند، پياپي به فرد تحميل مي شوند .در اينجاست كه حلقه اتصال معماري به فرهنگ گم مي شود.دانشجو بي آنكه زيرساختي هنري و قوي براي پذيرش معماري پيدا كند فارغ التحصيل معماري مي شود و دوباره به همان جامعه نا آگاه باز مي گردد. در حاليكه اكنون بر مشكلاتش افزوده گرديده چه اينكه همان اندك فهم و اطلاعات آموخته در معماري كه وي مي خواهد جامعه عمل بپوشاند گريبانگيرش مي شود.چرا كه عملكرد يك معمار كه بخواهد در ساخت فضا ها تركيبي از هنر – فن معماري را ارائه كند از جانب جامعه مورد پذيرش قرار نمي گيرد. اين عدم پذيرش بخصوص وقتي از جانب طبقه مديران تحصيل كرده و علي الخصوص فارغ التحصيلان گرايشهاي مختلف ساختمان صورت مي گيرد بيشتر خود را مي نماياند.
با تمام مسائلي كه ذكر گرديد ، در يك نگاه ايده آل وظيفه اي سنگين بر دوش دانشكده هاي معماري قرار مي گيرد. به اين ترتيب كه در نخستين قدم و قبل از هر اقدام ديگري دانشكده ها مي بايست به تربيت شخصيتي هنري و آگاه به زيرساختهاي هنري بپردازند،سپس دانشجو را به تدريج با زمينه هاي ساخت و توليد هنري و از جمله معماري آشنا سازند.از سويي ديگر دانشكده ها مي بايست به ايجاد دو عرصه مختلف براي آموزش معماري بپردازد. يكي عرصه خصوصي كه مخاطبان آنرا صرفا دانشجويان و متخصصان مرتبط با رشته معماري تشكيل مي دهند و ديگري عرصه اي عمومي جهت ارائه آثار و گفتگويي هنري براي عامه تا به تدريج سطح آگاهي عمومي نسبت به اين رشته بالا رفته و جو جامعه مستعد پذيرش معماري واقعي گردد.لازم به ذكر است كه در اين عرصه كه مخا طبان خاص و عام را متفقا در بر مي گيرد،فعاليتهاي هنري از سويي و از سوي ديگر تاثير معماري و جامعه بر يكديگر مورد توجه قرار گيرد.به گونه اي كه اين عرصه علاوه بر ارائه دستاوردها و آثار معماري به ايجاد زمينه مناسب براي فعاليت دانشجويان در عرصه فعاليت واقعي نمايد به گونه اي كه از اين سو نيز دانشجويان با بازتابهاي فعاليت خود و بازار كار جامعه از نزديك آشنا شده و تجربه و آمادگي لازم را جهت حضور فعال در اين جامعه تا پايان مدت تحصيل كسب نمايند.
مواردي كه عنوان شد در صورت انجام مطالعات كاربردي و انجام اصولي (و نه انجام نمايشي) با عث مي شوند كه جامعه و معماري به تناوب باعث رشد و ارتقاء يكديگر شده و زمينه براي بازگشت معمار و معماري به جايگاه سابق خود در ميان جامعه فراهم گردد و نقش عظيم فرهنگ سازي خود را يتواند به تمام و كمال اجرا نمايد. 

چهارشنبه, 17 دی 1393 ساعت 12:01

معماری باروک

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(7 رای‌ها)
معماری باروک - 4.6 out of 5 based on 7 votes

معماری باروک

معماری باروک

فهرست

  • معرفی باروک
  • پيدایش و تاریخچه
  • ویژگی های معماری باروک
  • هدف و خصوصيات بارز باروک
  • معماران برجسته سبک
  • باروک در کشورهای مختلف
  • مطالعات موردی
  • باروک در هنرهای دیگر
  • شاخصه های اصلی باروک
  • منابع

این مطلب در 77 صفحه برای شما عزیزان قرار داده شده است.

حجم فایل: 8.09 مگابایت

پسورد فایل : www.pupuol.com
 

معماری باروک

 از قرن های هفدهم و هجدهم به معنی مروارید نا منظم (barroco) احتمال داردکه از واژه پرتقالی باروکو مشتق شده باشد.از نظر منتقدان سده ی نوزدهم به معماری کلاسيک منحط بی ساختار دارای تزیينات زیاد نمایشی و عجيب و غریب است. 

ژاکوب بورکهارت

معماری باروک به همان زبان رنسانس سخن می گوید منتهی به لهجه بربرها.

از تفاوت های بنيادین سبک باروک با رنسانس

پویایی باروک و ایستایی رنسانس نوعی هنر است که در ان قواعد تناسب رعایت نمی شود و همه چيز بنابه حواس هنرمند نماینده می شود.

واژه ها و اصطلاحات مرتبط با باروک

سرزندگی -تجمل-شکلهای اغراق شده -تحرک اعضای بدن -شکلهای ازاد -شکلهای پروازکننده -فضا در حالت انفجار- چشم فریبی - هنر جنبش - هنرزیاده روی و...
باروک چيز پيچيده ای است که پيچدگی اش به غنای ان می افزاید .
باروک هنر جنبش ضد تجدد دینی است. هنرمندان در دوره ی باروک با احساس خود حرکت می کردند و احساس را مقدم بر عقل می دانستند.

خصوصيات بارز سبک باروک

  • طرح ها و تزئينات دایره ای، که نماهای باروک به ساختمان های موجود اضافه شده است.
  •  حرکت تند و انحنا درپلکان ورودی و خروجی ونرده هاتاکيد بر مجسمه هایی با ارتفاع بيشتر از سطح دید.
  • استفاده از رنگ آميزی تيره و روشن به شکلی شاد ونمایشی.
  •  سنتوری های شکسته در بالای درها وپنجره ها.
  •  طاقچه های سه گوش، سکوها، ساعت ها و فواره های ظریف.
  • باغ سازی.

نمونه های باروک ایتالیا

  • کليسای سن پيترو
  • پلکان راهنما
  • کليسای سان ایوو
  • کليسای سان کارلو اله
  • کواتروفونتانه
  • کاخ کارینيانو
  • کليسای سنت آندریال کوئيرنيال
  • خانه های اشرافی
  • کليسای ایل جزو

باروک در انگلیس

باروک در فرانسه

باروک در هلند

خلاصه ای از تعریف مبانی نظری معماری

نوع نگاه شخص به زندگیو طرز تلقی ازجهان هستی ( جهان بینی ) را مبانی نظری گویند.

پس ازآشنایی با مفهوم مبانی نظری به صورت عام و کلی ،برای بررسی بیشتر مبانی نظری معماری باید به تعاریف مختلف از آن بپردازیم و جنبه های مختلف مبانی نظری در معماری را مورد بررسی قرار دهیم .
در شناخت و بررسی ابتدایی از مبانی نظری معماری باید بهبررسی خود مبانی نظری معماری که شامل هدف ، ماهیت و گرایش های نظری معماریمی باشدپرداخت و پس از آن به مو ضوع مبانی نظری عام معمار یا طراح در یک طرح و پیوند فرهنگ و معماری که شامل علوم اجتماعی و فرهنگی و اصول زیبایی شناسی می باشد پرداخت و درنهایت مبانی نظری طراحی معماری که شامل منابع شناخت و تئوری ها ی گذشته و نوین معماری می باشد را مورد بررسی قرار داد.

مبانی نظری معماری

۱-مجموعه و نظامی از داده ها و مفاهیم است که به توصیف و تبیین پدیدههای معماریکه شامل آثار معماریو اندیشه های مکتوب است می پردازد و این کار را بادو هدف انجام می دهد :

- تولید معماری جدید

- نقد معماری گذشته و ‘موجود

۲-مجموعه ای از ویژگیهای مفهومی و معنایی است که یک طراح (معمار) آنها را در طراحی اثر خود القاء می کند ، که این القاء می تواند آگاهانه و یا بصورتناخودآگاه باشد.

۳-حاصل تعامل سه اصل مردم ، معمار و معماریکه شامل نوعنگاه مردم به معماری، نوع نگاه معمار به معماریو نگاه معمارانه به زندگی مردم میشود.

معماران متفاوت با احساسات ونگرشهای متفاوت کار می کنند .بعضی از آنهابرای شروع به کار فاز یک از بنیان فیلسوفانه به عنوان راهبری برای تصمیم گیری استفاده می برند .

مبانی نظری عام معمار یا طراح در یک طرح 

روحیه و شخصیتی است که طراح برای یک پروژه خاص متصور می شود واز طریق آن ایده های کلی خود را در ارتباط با پروژه بیان می کند . معمار همچون دیگرهنرمندان خلاق،با چند روش کاری مورد استفاده خود انس می گیرد و با ترکیبهای متفاوتآنها و آزمایشهای پی در پی ،زبان مطلوب برای هر طرحی را می یابد .بنا براین هر کارجدید او به کارهای قبلی او متمایل است و بر حسب اعتقاد او به تغییر مد و سلیقه،کارهای او نیز تغییر می کند .

مبانی نظری طراحی معماری 

اصول و ضوابطی ( دستورالعملهای طراحی ) است که طراح بعد از شناخت وارزیابی موضوعات یک پروژه خاص برای حصول مبانی نظری عام طرح ، اتخاذ می نماید

گذر زمان جبری فرا راه معماری سنتی

برای زندگی روزمره امروزی آیا معماریسنتی می تواند جوابگوی نیازهای ما باشد؟
آیا دائم نشستن و فکر کردن به مسائلفلسفی ،فرهنگی وهویتی می تواند مشکلات مارا حل کند؟
گذر زمان جبر را وارد میکند،جبری که معماران ومخاطبان را از معماریسنتی جدا ویا دور می کند،این جبر می تواندجبر اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی،تکنولوژیک ویا سیاسی باشد،به هر حال موجودیت جبردرتمامی موارد فوق بر اثر گذر زمان است ، هنرو معماریهمیشه و در همه حال تابع اصول وضوابط معین و شناخته شده ای است و پیوندی استوار و ناگسستنی با فرهنگ، الگوهایرفتاری و ارزشهای جامعه داردو به همین دلیل است که سبک های معماریهر دوره ،انعکاسیاز فرهنگ و هنر آن دوره محسوب می شود، همچنانکه تغییرات در معماریبا تغییراتی کهدر سایر عرصه های زندگی به وقوع می پیوندد متناسب است،و این تغییرات لازمه معماریپو یا و زنده است تا بتواند نیازهای جدید انسان را پاسخگو باشد. هر سبک جدید معماریبر اصول، روشها و سنتهای سبک های پیشین استوار است و به همین علت است که بین سبکهایگوناگون معماریدر گذشته رابطه ای محکم وجود دارد به طوری که مرزبندی در بین آنهادشوار به نظر می رسد. این نزدیکی اصول و روشهای معمار در بین سبکهای مختلف نشاتگرفته از فرهنگ، سنن و الگوهای رفتاری مشابه افراد جامعه می باشد که با اندکتغییرات در شیوه های جدید زندگی و فرهنگ مردم که ریشه در زمان دارد،به علت پاسخگوییبه نیازها جدید باعث به وجود آمدن سبکهای معماریمی شده،پس باید گفت که زمان همیشهدر حرکت است و آن قومی موفق است که نیازهای معماریجامعه را درک کند و زمان ومکانجامعه خود را بشناسد، معماریباید در جهان آزاد صورت پذیرد جهان آزاد بدان معنانیست که تمام مکان‌های خاص لزوماً هویت‌شان را از دست بدهند و جملگی شبیه به همشوند، جهان آزاد، جهان ارتباطات و تغییرات است، و مستلزم نوعی گونه‌گونی ‌است. بهبیان دیگر، زندگی ضرورتاً با خصوصیات محلی رابطه دارد، و تجسم هر نوع جهان بایدتجلی این خصوصیات را با نیاز و تکنولوژی روزدر بر گیردو اینکه معماریمی‌تواند ریشهدر محل داشته باشد و با زمان به جلو گام بردارد یعنی می توان بر فراگیر و به روزبودن آن تأکید داشت،در واقع می توان رشد سنت جدید را در معماریاز ابتدای تاریخ تاکنون مشاهده کرد، پس نمی توان گفت ظهور معماریجدید که بر اساس همان فرهنگ والگوهای رفتاری انسان در زمان خویش و بر اساس نیازها و امکانات جدید و نه بر اساسفرهنگ ، نیازهاو محدودیتهای گذشته شکل گرفته است ،باعث گسست پیوندهای محکم و استواربین برخی از مظاهر و جلوه های زندگی با فرهنگ جامعه و در نتیجه از بین رفتن معماریسنتی شده است زیرا اگر اینگونه می بود بایستی تمامی سبکهای معماریکه باعث رشد ،پیشرفت و تکامل معماریدر طول زمان شده است به دلیل آنکه سبک قبلی خود را دگرگونکرده و یا تکامل بخشیده را مخل و نابود کننده معماریسنتی و هویت معماریبدانیم وطبق دیدگاه و نظریه سنت گرایان متعصب بگوییم که اصولاً انسانها وظیفه نداشتند کهعمر و توان خویش را صرف کشف یااختراع و ایده های جدید و برپایی چنین دستاوردهایینمایند و می بایستی گرایش به سنتها و راههای گذشته داشته باشند، هر چند با کمی تاملمی توان سنت گرایی آنان را با پیشرفت همان سنت در طول زمان به چالش کشید،زیرا ممکناست که همان چیزی که امروز مدرن است فردا سنت شود.به نظر من و بسیاری دیگر، سنتچیزی در گذشته نیست ،سنت همیشه با ماست و خواهد بود سنت نیاز واعتقاد ما در دورانیاست که در آن به سر می بریم، البته شاید معماریمبتنی بر سنت باشد اما دیگر متعلقبه آن نیست، معماریهمیشه و در همه حال با زمان همراه و هم قدم بوده است، و اینزمان است که بر اساس ماهیت و جبر خویش فرهنگها،سنن و الگوهای رفتاری را می سازد ویا تغییر می دهد، باید بپذیریم که معماریو هنرهای سنتی یکی پس از دیگری بر اثر جبرگذر زمان از بین خواهند رفت همانگونه که از ابتدا تا به حال در هر دوره کم رنگ وکمرنگ تر شده و در آخر ضعیف یا از بین رفته اند. سنت باید گسست کامل از آن باشد منتهاگسستی که آگاهانه و هوشیارانه است و به بقای فرهنگ می‌اندیشد نه تخریب آن، سنتمتعصب حاصل یک جهان‌نگری مداوم و تقلیدی است که امروز منسوخ شده، به هر حال جبرزمان و جود دارد و بهترین راه مقابله با آن همراهی با آن است ،یعنی با این جبرهمراه شد و آن را واقعیتی غیر قابل انکار دانست.

اگرمعماری سنتی و ایرانی نمی‌تواند تکنولوژی و روشهای معاصر را در خودجا دهد و نیاز امروز را بر طرف کند به این خاطر است که نتوانسته با تپش‌های زندگی امروزی همراه شود، اتفاقی که در شعر معاصر با هوشمندی نیما افتاد گسستن از سنت شعرکلاسیک بودکه از راه نقد آن اتفاق افتاد. نیما به این نتیجه رسید که جهان‌بینی شاعرکلاسیک مبتنی بر سوبژکتیویته است؛ او به پیرامون خود نگاه عینی و ابژکتیو ندارد. نیما سعی کرد که این رویه را در شعر خود دنبال نکند. خوب! این یعنی نقد تاریخ. امانغمه‌های محزون موسیقی ،معماریو دیگر هنرهای ایرانی هنوز هم گرفتار همان جهان‌بینیسوبژکتیو است که از دیرباز بر کلیت فرهنگ ما حاکم بوده است. به همین دلیل پاسخگوی نیاز نسل امروز نیست. من متاسفم که هنوز چنان نگاه هویت‌خواهانه و متصلبی بر هنرهاومعماری ایرانی حاکم است که حاضر نیست به آن نگاه انتقادی بیندازد و طرحی نو بیاورد ...

گویا جبری که از آن سخن به میان است درخصوص معماری ایرانی به جای تکامل تدریجی آن بر اساس نیازهای روز و نوع جهان بینی وفرهنگ و هویت ایرانی جبری است کنترل نشده که متاسفانه سعی درحذف معماریایرانی وجایگزینی آن با معماریهمگام با زمان ،مطابق با نیازهای جدید به روز و بسته بندیشده اما وارداتی دارد ،و به نظر من این هیچ دلیلی ندارد مگر مقابله متعصبانه بعضیافراد که سعی در حفظ هنر و معماریایرانی به شکل سنتی خود(سنت متعصبانه) و عدم توجهبه جبر زمان هستند و بدون توجه به قابلیتهای جدید در معماریایرانی و نیازهای جدیدبشری بر سنتی بودن آن اصرار می ورزند و مخالف با همگام نمودن آن با زمان بر اساساصول و فرهنگ و جهان بینی ایرانی هستند.

اهداف

ü عوامل موثربرطراحــــــی
ü عوامل موثر درفرم معماری
ü فضا سازی و تقسمات فضا در معماری
ü شناخت عرصه های مختلف خانه مسکونی
ü روابط،دسترسی
ü تحلیل سایت مکان یابی ساختمان
ü و...

مبـــــــــــانی نظری معماری

شناخت معماری، با شناخت عوامل تشکیل دهنده ی آن آغاز میشود.
این برداشت،در بر گیرندهی کلیه عناصر کالبدی و ساختاری است و امور و مسایل جامعه شناختی فرهنگی – که از شاخه ی علوم انسانی نشاٌت گرفته – کلیتی را می سازد که بدان (( معماری )) اطلاق می گردد.
معماری در محیط شکل میگیرد و از این رو ،شناخت کلیه عوامل محیطی، جغرافیایی و انسانی برای پی ریزی بنیان های تاٌثیر گذار بر کالبد ، لازم و ضروری است .
در این تحقیق تلاش گردیده به طور خلاصه این عوامل را مورد بررسی قرار دهیم.

به طور کلی این عوامل را می توان به موارد زیر تقسیم کرد که عبارتند از:

1-اقلیم
2-اکوستیک
3-پتانسیل های طبیعی
4-فرهنگ

1-اقلیم:
بحث اقلیم در معماری به 4 زیر مجموعه تقسیم می گردد:
1-1-تابش
2-1-دما
3-1-بار ش
4-1-باد

1-1-تابش:
•طراحانی که با ابعاد اقلیمی سر و کار دارند به خوبی می دانند که در بسیاری از موارد اطلاع از موقعیت خورشید از جمله داده های پایه و مقدماتی است برای مثال برای پاسخ گویی به سوالاتی از نوع زیر:
حجم و فاصله ساختمان ها را چگونه باید طراحی کرد تا از همجواری ساختمان ها بهره برداری مناسب به عمل آید- حداقل اینکه ساختمان ها در مواقع گرم در پناه سایه یکدیگر قرار گیرند و در مواقع سرد جلوی افتاب یکدیگر را سد نکرده باشند.
تناسب سایه بان و پنجره را چگونه باید انتخاب کرد
درخت و درختچه ها را چگونه باید کاشت و...
و سوالات متداول دیگر ،می توان راه حل های متفاوت برگزید. پرداختن به این مطلب نیازمند تحقیقات و مطالعات بسیاری است که در این قسمت به 2 مورد فقط اشاره می کنیم و در صفحات بعد به تصاویری همراه با توضیح مختصر برای آشنایی کلی با این امر اشاره می کنیم.

در نخستین گام باید مواقع سرد و گرم مکان مورد مطالعه مشخص گردد به همین منظور می توان از تقویم نیاز به سایه و آفتاب شهرها استفاده کرد. اگر کسی شیوه کار با اون نیاز داره بگه تا توضیح بدم.

2. در گام بعد باید موقعیت خورشید در مواقع سرد و گرم مشخص گردد تا برای جلو گیری از اشعه مستقیم خورشید و یا دریافت اشعه خورشید تدابیر لازم پیش بینی شود.
2-1 دما
از مسایل مهمی است که در هنگام طراحی باید به آن توجه داشت تهویه مناسب ساختمان در فصل های گرم و یا تنظیم دما در فصول سرد امری ضروری می باشد
برای انجام این مهم راه حل های متفاوت و بسیاری وجود دارد که ما در این قسمت به تعدادی از انها به طور کلی اشاره می کنیم. (این مبحث بسیار گسترده است )

ایجاد فضا های باز شو مناسب برای جذب بهتر نسیم :
در مجتمعها بهتر است همه فضاها مجهز به سیستم سرمایش و گرمایش مرکزی باشند :
ایجاد مجراهای هوا در بالا:
امکان بالا رفتن و خروج گرما با ایجاد سقف شیبدار

3-1 - بارش
اطلاع از میزان بارش و جهت بارش باران برای طراحان امری مهم و ضروری است .برای مثال در مناطق شمالی کشورمان میزان بارنگی بسیار زیاد می باشد و جهت بارش بیشتر از سمت شمال غربی می باشد به همین دلیل برای کنترل آب باران و دفع سریع و یا استفاده از آن از سقف های شیب دار بیشترین استفاده را می برند. در ادامه این مطلب تصاویری برای اشنایی بیشتر با این امر موجود می باشد.

سقف شیبدار برای دفع سریع آب:
دفع از دور بنا:
تو رفتگی ورودی برای حفاظت از بارندگی :

4-1-باد:
در مبحث باد اکثر تلاش طراحان کنترل فشار وارد به ساختمان می باشد البته در مواردی هم از بادمی توان برای تنظیم دمای بنا استفاده کرد که نمونه های برای مثال در ادامه ذکر شده است.

حفاظت از بناهای کوچک به وسیله بنا های بلند :
استفاده موثر از نسیم به عنوان عامل خنک کننده
قرار دادن پشت بنا به سمت باد:
استفاده از درختان به منظور حمایت ساختمان از باد:
حفاظت از بنا با تغییر در هندسه کلی بنا:
استفاده از شکل زمین برای حفاظت در مقابل باد - استفاده از نسیم و تبخیر اب استخر به عنوان عوامل خنک ک

خبرنامه

آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید تا از آخرین اخبار مطلع شوید.

تماس با ما

اطلاعات تماس گروه روبوک

  • شماره پیامکی: 50002853627180
  • شماره تماس : 09387137519 (9 صبح الی 4 بعدازظهر)
  • آدرس ایمیل : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

ما را در صفحات اجتماعی دنبال نمایید...